تبليغات
اطلاعات در مورد خصوصیات اخلاقی مردم اروپا


مشخصات سوال
lilipit22نام : مهسا شامتیاز : 141درصد بهترین پاسخ : 7%مهسا ش (57)i

29 بهمن 87 - 11:24اطلاعات در مورد خصوصیات اخلاقی مردم اروپا اطلاعات بیشتر : میخوام در مورد تک تک کشورای اروپایی و نحوه ی زندگی و فرهنگ مردمشون اطلاعات بدست بیارم .
شما سایت یا وبلاگ یا حتی کتابی سراغ دارید که در مورد خصوصیات اخلاقی و فرهنگی مردم اروپا مطلبی داشته باشه؟تاریخ ایجاد سوال : 29 بهمن 87 (11:24)تاریخ بسته شدن سوال : 4 اسفند 87تعداد بازدید :252تعداد پاسخ ها : 4طبقه بندی : جامعه و فرهنگ » گروهها و اقوام- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
اطلاعات در مورد خصوصیات اخلاقی مردم اروپا 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
shermina_777نام : سروناز میرانیامتیاز : 9319درصد بهترین پاسخ : 48%سروناز میرانی (333)i

87/11/29 (11:51)کشور های جنوب دغدغه های خود را به انحاد گوناگون در برابر هجوم کشورهای شمال و پدیده جهانی سازی ابزار داشته اند و تلاش کرده اند در گوشه و کنار سند اعلامیه اصول نگرانی های خود را به نوعی ابزار نمایند. بعضی از این دغدغه ها عبارتند از :



· حفظ حاکمیت ملی



· حفظ هویت ملی



· حفظ تنوع فرهنگی



· حفظ تنوع زبانی



· اخلاق



· دسترسی برابر به اطلاعات



· دسترسی برابر به فناوری
کشورها می‌توانند در پروسه‌های چندین صدساله‌ بوجود بیایند و رشد کنند، مانند سویس، یا اینکه‌ کم یا بیش آگاهانه‌ تأسیس ‌شوند. برای نیل به‌ این هدف باید اعضای گروه‌ یا گروههای سرزمینی که‌ قرار است به‌ دولت تبدیل شوند، به‌ لحاظ روانی و زبانی آماده‌ شوند. مردم‌شناس ایتالیایی تولیو آتلان در این ارتباط از «mitopoiesi» بعنوان روند نمادین شکل‌گیری هویتهای قومی سخن می‌راند. چنانچه‌ ما تشکیل دولتهای ملی اروپا را به‌ ویژه‌ از قرن پیش به‌ این سو با دقت نظاره‌ کنیم، می‌توانیم کشف [ساخت و پرداخت] دولتهای مدرن از طریق استراتژیهای افسانه‌ساز ذیل را نمایان سازیم:

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->تأکید بر این ایده‌ که‌ یک ملت متکی به‌ خود و مستقل ساخته‌ می‌شود (به‌ همین جهت متونی که‌ موضوع آنها رهائی و آزادی است اهمیت بسیار پیدا می‌کند)،

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->تأکید بر این ایده‌ که‌ آن جمعیت مورد نظر یک تاریخ مشترک و بزرگ و کهن دارد (به‌ همین جهت آثار تاریخی، رمانهای تاریخی که‌ غالباً اهداف تبلیغی را دنبال می‌کنند، اهمیت بسزایی پیدا می‌کنند)،

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->تأکید بر این ایده‌ که این مردم‌ فرهنگ اصیل مشترک دارد (به‌ همین سبب جمع‌آوری سنتهای بومی اهمیت پیدا می‌کند) و این فرهنگ والا و غنی است (به‌ همین جهت تاریخ ادبیات ملی نگاشته‌ می‌شود)،

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->تأکید بر این ایده‌ که‌ آنها یک موطن مشترک دارند و باید نسبت به‌ آن وفادار باشند و مکلفند از آن دفاع کنند (اهمیت شعرهای سروده‌ شده‌ برای وطن و سرود ملی که‌ در آنها از قهرمانیهای سربازان خودی و زیبایی‌های میهن سخن می‌رود، از این امر ناشی می‌شود)، موطنی که‌ نهادهای نمایندگی دارد، یک نام مشخص دارد و از پرچم و آرم و قانون اساسی قابل ارجاع و استناد برخوردار است،

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->تأکید بر این ایده‌‌ که [آن جمع ناهمگون]‌ یک زبان مشترک دارد که‌ از قواعد روشن برخوردار است [و بسیار شیرین و غنی است و یکپارچه‌] هنر است.

اشاعة این ایده‌ها از طریق انواع متن‌ها و دیگر رسانه‌ها و ابزارهای بیان، اَشکال مختلف آگاهی ملی، میهن‌پرستی («پاتریوتیسم») و ملی‌گرایی («ناسیونالیسم») را بوجود می‌آورد که‌ می‌توانند به‌ حامل آنها یک نوع احساس امنیت جمعی را اعطا کنند. هویت ملی منجر به‌ شهروندشدن می‌گردد و این، دسترسی به‌ منابع دولتی (ملی) را ممکن می‌سازد. به‌ همین جهت می‌توان گفت که‌ بوجود آوردن دولتهای ملی بر پایة این طرح و ایده‌ قرار دارد که‌ چگونگی تقسیم‌ منابع بین توده‌های بزرگ آن اجتماع را مشخص می‌سازد. این امر به‌ زبان علائم و کد در قانون اساسی تبلور پیدا می‌کند.

کشف [تأسیس] دولتها می‌تواند از سوی یک گروه‌ کوچک [نخبگان]، اما به‌ لحاظ ایدئولوژیک چیره‌ و حاکم، صورت گیرد که‌ باید تلاش کند از کاربرد استراتژیهای نامبرده‌ جمعی از انسانها را به‌ شهروندان آگاه‌ مبدل سازد. این کشف [تأسیس دولت ملی] یک نوع نمایشنامه‌ است که انسانها [برای آن و از طریق آن] مجبور می‌شوند به‌ یک هویت جدید دست یابند. چنین ایده‌ای است که‌ دولتمدار ایتالیایی ماسیمو دآزگیو را بر آن می‌دارد تا‌ پس از وحدت ایتالیا بگوید که‌ «کشور و دولت ایتالیا را ساختیم. حالا نوبت این است که‌ ایتالیایی را بسازیم. »



6. استاندارد کردن زبانها

از قرون وسطی به‌ این سو همگام با تشکیل دولتهای ملی استاندارد کردن زبان یا زبانهایی که‌ [از نظر حکومتها] باید از یک سو یک ابزار ارتباطی یکسان‌سازی حاملان آنها و از سوی دیگر ابزاری غرورآفرین برای هویتیابی باشد، دنبال می‌شود. در پروسة استاندارد کردن زبانهای ملی می‌توان بر اساس تاریخ و سیر زبانهای لاتینی مراحل اصلی ذیل را از هم متمایز ساخت:

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->سخنوران بر منحصر به‌ فرد بودن زبان خود آگاه‌ می‌شوند (بطور مثال از طریق نامگذاری زبان خودی یا از طریق ضرورت انضمام واژنامة خارجی به‌ آخر کتابها و ترجمه از زبان خارجی به‌ زبان خود؛ «پروسة خودآگاهی زبانی»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->انواعی از متن‌های سنت‌ساز بوجود می‌آیند (در مرحلة نخست غالباً متون دینی، حقوقی یا شعر و سرود) که‌ از طریق آن گنجینة واژه‌ها و دستورزبان برای بخشهای مختلف دانسته‌ها و برای حوزه‌های مختلف اجتماعی توسعه‌ می‌یابد («متن‌سنجی»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->زبان در قواعد املایی، دستوری، واژه‌نامه‌ها مدون و سیستماتیک و سامان‌ داده‌ می‌شود (پیدایش گرامرنویسی، فرهنگ‌نویسی؛ «مدون و نظام‌مند کردن زبان»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->زبان از سوی نهادهایی که‌ از نظر جامعه‌ و دولت رسمی و مورد قبول هستند (مانند آکادمی‌ها) در یک پروسة گزینش به‌ نرم و هنجار تبدیل شده‌، محدودة درست و غلط بودن زبان کاربردی مشخص می‌گردد و زبان از این طریق به‌ یک شکل واحد درمی‌آید و بدین وسیله‌ تنها گونه‌ای از آن‌ بعنوان درست تبلیغ و ترویج می‌شود («به‌ نرم تبدیل شدن زبان»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->این زبان از سوی قوة مقننة حکومت (بعنوان زبان مادری، زبان ملی، زبان اداری، زبان رسمی و [زبان مشترک]) قانوناً جاانداخته‌ می‌شود («رسمی کردن زبان»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->این زبان بعنوان زبان تحصیل و تدریس به‌ همراه‌ تدوین کتابهای درسی به‌ زبان مربوطه‌ وارد مدارس و مؤسسات آموزشی می‌گردد («تحصیلی کردن زبان»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->این زبان در تمام بخشهای کتبی و شفاهی زندگی عمومی مردم، به‌ ویژه‌ در مطبوعات و در مراودات و مراسلات ادارات دولتی بکار برده‌ می‌شود («عادی و رایج کردن زبان»).

<!--[if !supportLists]-->· <!--[endif]-->این زبان بعنوان زبان دیپلماتیک یا زبان کاری در روابط بین‌المللی بکار برده‌ می‌شود و خارج از منشاء و حیطة جغرافیایی خود آموزش داده‌ می‌شود («بین‌المللی کردن زبان»).

زبانهای چنین استاندارد شده‌ را می‌توان بعنوان «بازده‌ وجه و اعتبار» یک فرهنگ و یک دولت معرفی نمود و بعنوان مشخصة هویت برای شهروندان مورد بهره‌برداری قرار گیرد.



7. دورنما

زبان را می‌توان بعنوان پرقدرت‌ترین ابزار شناخت و ارتباطی انسان محسوب نمود که‌ از آن جهت شناسایی و دسته‌بندی خود و دیگران استفاده‌ می‌شود. طبقه‌بندی انسانها و فرهنگها چنانچه‌ ضعیف باشد، می‌تواند بعنوان ابزاری کارساز و مفید جهت شناخت فرهنگهای متفاوت و مشارکت در آنها و برخورداری همزمان از هویتهای مختلف یاری‌بخش نیز باشد. اما چنانچه‌ طبقه‌بندی و دسته‌بندی انسانها و فرهنگها شدید باشد، این امر باعث پیدایش هویتهای تک‌بعدی و تک‌سالاری‌ای می‌شود که‌ به‌ طرد و رد هویتهای دیگر سوق پیدا می‌کند. با این امید که فرد‌ اروپایی آینده‌ یک شهروند فعال چندزبانه‌، چندفرهنگی و چندهویتی باشد و همواره‌ در جستجوی تضادها و تنشهای میان‌فرهنگی نباشد.

ولی این بستگی داره که شما خصوصیت کدوم کشور خاص رو می خواین. و تا شما دز محیط انجا نباشی نمیتونی اطلاع دقیقی پیدا کنی.

سروناز


.77%دیگر پاسخ ها
ashkan800نام : سس سثامتیاز : 101درصد بهترین پاسخ : 0%سس سث (5)i

1.    87/11/29 (18:20)man mitonam be porsesh to pasokh bedam az jozejat beporsid pasokh midam (baram payam bedin.11%
qartal_qartalنام : ایلقار توركامتیاز : 701درصد بهترین پاسخ : 34%ایلقار تورك (5)i

2.    87/11/30 (21:27)اروپایی كه میگین از چندین مللت و كشور آمیخته شده بهتره شما بگین كدوم ملتشو میخواهین جواب بدیم
نمیشه كه ملت فرانسه رو با آلمانیها در یك كفه قرار داد.11%
hsharareنام : شراره اامتیاز : 1337درصد بهترین پاسخ : 27%شراره ا (3)i

3.    87/12/1 (03:19)baraye mesal majarestan ke joze oropaye markaziye,mardomi mehrabon va ehteram gozar dare.aksaren pir hastan .. .0%


کسی خصوصیات اخلاقی استاد امین تارخ رو میدونه؟


مشخصات سوال
majid0a2390نام : مجید رهبرامتیاز : 3290درصد بهترین پاسخ : 38%مجید رهبر (236)i

5 خرداد 88 - 17:22کسی خصوصیات اخلاقی استاد امین تارخ رو میدونه؟ اطلاعات بیشتر : اینکه آیا مذهبی هستند یا نه؟تاریخ ایجاد سوال : 5 خرداد 88 (17:22)تاریخ بسته شدن سوال : 7 خرداد 88تعداد بازدید :114تعداد پاسخ ها : 4طبقه بندی : هنر و سرگرمی » فیلم و سینما- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
کسی خصوصیات اخلاقی استاد امین تارخ رو میدونه؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
yasmangola_love2000نام : م ص ط ف ی امتیاز : 11517درصد بهترین پاسخ : 35%م ص ط ف ی (835)i

88/3/5 (19:34)اریخ و محل تولد
بیستم مرداد ماه سال ۱۳۳۲
شیراز
همسر منصوره شادمنش(بازیگر)

زندگینامه

امین تارخ در شهر شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدائی و راهنمائی خود را در این شهر به اتمام رساند. او در سال ۱۳۵۶ از دانشکده ی هنرهای نمایشی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و تحصیلات تکمیلی خود را در سال ۱۳۶۳ با کسب مدرک فوق لیسانس در رشته مدیریت فرهنگی به پایان برد. او به مدت ۲۵ سال به عنوان هنرپیشه آزاد به فعالیت پرداخت و نقش های زیادی را در فیلم ها و سریال های تلویزیونی و تئاتر ایفا کرد. تارخ هم به عنوان هنرپیشه و هم به عنوان عضو هیأت داوری در جشنواره های ملی بیشماری، حضوری فعال داشت. و به عنوان میهمان به جشنواره های مسکو، ژاپن و آلمان دعوت شد. او در سال ۱۳۷۳، مدرسه بازیگری را در تهران تأسیس کرد که یکی از مؤسسات آموزش بازیگری فیلم در ایران محسوب می شود. فارغ التحصیلان این مؤسسه به نامهای: حبیب رضایی، بیتا بادران، کامبیز کاشفی، غزل صارمی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی به نامهای: حبیب رضایی، بیتا بادران، کامبیز کاشفی، غزل صارمی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی ، هفت جایزه هنرپیشه برتر را به خود اختصاص دادند. در سال ۱۳۷۹ این مؤسسه اقدام به برقراری ارتباط با سایر مدارس بین المللی آموزش بازیگری کرد و امین تارخ به مرکز فیلیندرز درامای استرالیای جنوبی دعوت شد. تارخ از سال ۱۳۷۶ به عنوان یکی از چهره های برتر احیای تئاتر ایران شناخته شد. او در هجدهمین جشنواره تئاتر و فیلم فجر هم به عنوان یکی از اعضای هیأت داوران و هم به عنوان یکی از کارگردان های هنری حضور یافت.امین تارخ دارای خانواده هنرمندی می باشد. منصوره شادمنش (همسر )، پری امیرحمزه (مادر زن) مسعود کرامتی (باجناق) و فرخنده شادمنش (خواهر زن) وی می باشند.

جوایز

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (ماه و خورشید) [ دوره ۱۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۵ ]
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (پرونده هاوانا) [ دوره ۲۴ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۴ ]

فیلم شناسی : بازیگر (۲۷) / تهیه کننده (۲) / با تشکر از (۱)

بازیگر : (۲۷)مورد

۱. شهر من، شیراز (کیهان رهگذار، ۱۳۵۵)
۲. مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی، ۱۳۶۰)
۳. چمدان (جلال مقدم، ۱۳۶۳)
۴. سربداران (مجموعه، محمدعلی نجفی، ۱۳۶۳)
۵. ابن سینا (فیلم / مجموعه، کیهان رهگذار، ۱۳۶۵)
۶. پرنده کوچک خوشبختی (پوران درخشنده، ۱۳۶۶)
۷. پاییزان (رسول صدرعاملی، ۱۳۶۶)
۸. سرب (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۷)
۹. جستجوگر (محمد متوسلانی، ۱۳۶۸)
۱۰. مادر (علی حاتمی، ۱۳۶۸)
۱۱. شقایق (مجید قاری زاده، ۱۳۷۰)
۱۲. دلشدگان (علی حاتمی، ۱۳۷۰)
۱۳. مجسمه (ابراهیم وحیدزاده، ۱۳۷۱)
۱۴. سارا (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۱)
۱۵. آنها هیچ کس را دوست ندارند (جعفر سیمایی، ۱۳۷۲)
۱۶. آروزی بزرگ (خسرو شجاعی، ۱۳۷۳)
۱۷. توطئه (علی قوی تن، ۱۳۷۴)
۱۸. هفت سنگ (فیلم / مجموعه، عبدالرضا نواب صفوی، ۱۳۷۵)
۱۹. قاعده بازی (عبدالرضا نواب صفوی، ۱۳۷۵)
۲۰. ماه و خورشید (محمدحسین حقیقی، ۱۳۷۵)
۲۱. ساغر (سیروس الوند، ۱۳۷۶)
۲۲. عشق + ۲ (رضا کریمی، ۱۳۷۸)
۲۳. رازها (محمدرضا اعلامی، ۱۳۸۳)
۲۴. پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان، ۱۳۸۳)
۲۵. پا برهنه در بهشت ( بهرام توکلی، ۱۳۸۵ )
۲۶. در جستجوی گوهر شب چراغ ( بهرام توکلی،۱۳۸۵ )
۲۷. رئیس ( مسعود کیمیایی،۱۳۸۵)

تهیه کننده : (۲)مورد

۱ - کودکانه (۱۳۸۱)
۲ - نوبت دوم (۱۳۷۹)
با تشکر از : (۱)مورد
۱ - بابا عزیز (۱۳۸۲)

مجموعه ها :

آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی، ۱۳۷۱)
دادگاه عدالت (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۱)
باران عشق (مجموعه، احمد امینی، یک قسمت،۱۳۸۰)
معصومیت از دست رفته (مجموعه، داود میرباقری، ۱۳۸۱)
اغماء (مجموعه،سیروس مقدم،۱۳۸۶)

بیشترین همکاری های امین تارخ با:

عبدالله اسکندری (در ۷ فیلم )
بهرام دهقانی (در ۷ فیلم )
ایرج گل‌افشان (در ۷ فیلم )
محمود کلاری (در ۵ فیلم )
جلال معیریان (در ۵ فیلم)
مسعود بهنام (در ۵ فیلم )
اسحاق خانزادی (در ۵ فیلم )
داریوش ارجمند (در ۴ فیلم )
عزیز ساعتی (در ۴ فیلم )
محمدعلی کشاورز (در ۴ فیلم )
حسن حسندوست (در ۳ فیلم )
جمیله شیخی (در ۳ فیلم )
ایرج صفدری (در ۳ فیلم )
ناصر طهماسب (در ۳ فیلم )
اکبر عبدی (در ۳ فیلم )
محمدرضا علیقلی (در ۳ فیلم )
ابراهیم غفوری (در ۳ فیلم )
جلال مقدم (در ۳ فیلم )
مهوش وقاری (در ۳ فیلم )
ایرج رامین فر (در ۳ فیلم )
مهرداد فخیمی (در ۳ فیلم )
فریماه فرجامی (در ۳ فیلم )
فتحعلی اویسی (در ۳ فیلم )
اکبر اصفهانی (در ۳ فیلم )
محمد ابهری (در ۳ فیلم )
رقیه چهره آزاد (در ۳ فیلم )
غوغا بیات (در ۳ فیلم )
روح الله امامی (در ۳ فیلم )
احمد بخشی (در ۲ فیلم )
محمود بصیری (در ۲ فیلم )



از اینها میشه راحت فهمید ادم با شخصیت و ارامی هستن.68%دیگر پاسخ ها
hasan010203نام : حسن رامتیاز : 210درصد بهترین پاسخ : 12%حسن ر (2)i

1.    88/3/5 (20:53)شماره یک رو نگاه کن به جای اینکه سوال جواب بده زندگی نامه بیرون داده .26%
s_na3rنام : ن ا ص ر امتیاز : 139درصد بهترین پاسخ : 5% ن ا ص ر (20)i

2.    88/3/5 (23:38)من که نمی دونم :d.0%
ridhaنام : امتیاز : 36980درصد بهترین پاسخ : 22%Ridha (3)i

3.    88/3/6 (00:43)mahoman.blogfa.com/ - 78k .5%


فرق بین فعل و رفتار اخلاقی با خُلق و خوی اخلاقی چیست؟


مشخصات سوال
bnmjvنام : بهنام جوادیانامتیاز : 166درصد بهترین پاسخ : 0%بهنام جوادیان (41)i

6 بهمن 86 - 00:55فرق بین فعل و رفتار اخلاقی با خُلق و خوی اخلاقی چیست؟تاریخ ایجاد سوال : 6 بهمن 86 (00:55)تاریخ بسته شدن سوال : 13 بهمن 86تعداد بازدید :98تعداد پاسخ ها : 5طبقه بندی : مذهبی » اخلاقی- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
فرق بین فعل و رفتار اخلاقی با خُلق و خوی اخلاقی چیست؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
p_akhlaghiنام : پاسخگوی اخلاق و تربیتامتیاز : 2385درصد بهترین پاسخ : 53%پاسخگوی اخلاق و تربیت (274)i

86/11/6 (21:14)با عرض سلام؛ خُلق و خوی اخلاقی یا فطرت و سرشت اخلاقی، استعدادهای بالقوه ای است كه هنگام آفرینش در نهاد انسان، نهاده شده و عامل گرایش انسان به فعل اخلاقی می باشد.
خُلق و خوی اخلاقی ریشه و سرچشمة افعال اخلاقی است. بنابراین شكوفایی و به فعلیت رسیدن خلق و خوی بالقوة اخلاقی را فعل اخلاقی گویند. اما این كه فعل اخلاقی، چگونه فعلی است و چه ملاكی دارد و با چه ویژگی می‌توان آن را از غیر فعل اخلاقی شناخت میان اندیشه وران و دانشمندان علم اخلاق و روان شناس اختلاف شدیدی وجود دارد. برخی دانشمندان با دیدگاه فلسفی و عقلانی و عده ای نیز با نگاه علمی، فعل اخلاقی را تعریف نموده اند. بعضی با نگاه روان شناسی و عده ای با بینش دینی آن را توصیف نموده اند.
اندیشمندان اخیر،‌ در تعریف فعل اخلاقی از یك جهت اشتراك دارند. همة آن ها، فعلی را اخلاقی گویند كه هدف، جلب منافع مادی و فردی نباشد امّا عده ای منشأ آن را احساسات نوع دوستی انسان، برخی آن را برخاسته از فطرت زیبا گرایی مادی یا معنوی، گروهی منشأ آن را زیبایی روح یا وجدان آنان و بعضی به دلیل خردگرا و عقلانی بودن انسان، و عده ای به خاطر هوشیاری انسان و ... ذكر كرده اند.
در بینش دینی می گویند: چون هدف از آفرینش انسان، و خوشبختی و سعادت مطلق او، در نزدیكی و قرب به خدا محقق می شود، پس هر فعلی كه به فرمان خدا و با نیت قرب و نزدیكی به خدا انجام گیرد، اخلاقی است. گاهی نیز فعل اخلاقی به معنای اعم (خوب و بد اخلاقی) به كار می رود، مثلاً دزدی از نظر اخلاقی، فعل بد، یا فعل اخلاقی بد است. یعنی گاهی، هر عملی كه از روی اختیار و اراده انجام شود، فعل اخلاقی می گویند، خواهد خوب باشد یا بد. موفق باشید..85%دیگر پاسخ ها
mahdanaنام : غلامرضا صفائیامتیاز : 19747درصد بهترین پاسخ : 33%غلامرضا صفائی (151)i

1.    86/11/7 (12:08)خلق و خوی اخلاقی صرف نظر از مسایل ژنتیکی در اکثر موارد با تربیت فردی و اجتماعی شکل میگیره و فعل و رفتار اخلاقی هم واکنش انسان به پدیده های اجتماعی طبق همان تربیتی که عرض شد گفته می شود/////.14%
fallah1نام : محمدرضا فلاحامتیاز : 172درصد بهترین پاسخ : 35%محمدرضا فلاح (123)i

2.    86/11/7 (22:46)بعضی ها معروفند به کتابخوانی خوره کتاب هستند تا جایی کتاب می بینند آن را بر می دارند ورق می زنند و اگر خوششان آمد آن را تهیه می کنند و مطالعه می کنند ولی بعضی این جور نیستند اگر شرایطی خاص باشد سراغ کتاب می روند مثلا اگر امتحان داشته باشند کتاب آن هم کتاب مربوط به امتحان را می خوانند و بعد آن را به کناری می گذارند و دیگر از آن کتاب استفاده نمی کنند . فرق این دو این است کههر دو با این که کتاب می خوانند ولی یکی کتابخوانی در درونش نهادینه شده است و در دیگری هنوز کتاب خوانی نهادینه نشده است. در مورد سوال هم همین است فعل و رفتار اخلاقی ممکن است از هر کسی سر بزند ولی در یکی این رفتار اخلاقی نهادینه شده است ولی در دیگری این گون هنیست و به خاطر شرایطی خاص اخلاقی عمل می کند .0%
navid_imaniنام : نوید ایمانیامتیاز : 1درصد بهترین پاسخ : 5%نوید ایمانی (0)i

3.    86/11/9 (01:15)خلق و خو در افکار ما وجود دارن و فعل و رفتار در عمل ما .0%
ghazale_tanhaiiiنام : خاله رویا رویاییامتیاز : 120درصد بهترین پاسخ : 0%خاله رویا رویایی (99)i

4.    86/11/9 (01:31)با عرض سلام؛ خُلق و خوی اخلاقی یا فطرت و سرشت اخلاقی، استعدادهای بالقوه ای است كه هنگام آفرینش در نهاد انسان، نهاده شده و عامل گرایش انسان به فعل اخلاقی می باشد.
خُلق و خوی اخلاقی ریشه و سرچشمة افعال اخلاقی است. بنابراین شكوفایی و به فعلیت رسیدن خلق و خوی بالقوة اخلاقی را فعل اخلاقی گویند. اما این كه فعل اخلاقی، چگونه فعلی است و چه ملاكی دارد و با چه ویژگی می‌توان آن را از غیر فعل اخلاقی شناخت میان اندیشه وران و دانشمندان علم اخلاق و روان شناس اختلاف شدیدی وجود دارد. برخی دانشمندان با دیدگاه فلسفی و عقلانی و عده ای نیز با نگاه علمی، فعل اخلاقی را تعریف نموده اند. بعضی با نگاه روان شناسی و عده ای با بینش دینی آن را توصیف نموده اند.
اندیشمندان اخیر،‌ در تعریف فعل اخلاقی از یك جهت اشتراك دارند. همة آن ها، فعلی را اخلاقی گویند كه هدف، جلب منافع مادی و فردی نباشد امّا عده ای منشأ آن را احساسات نوع دوستی انسان، برخی آن را برخاسته از فطرت زیبا گرایی مادی یا معنوی، گروهی منشأ آن را زیبایی روح یا وجدان آنان و بعضی به دلیل خردگرا و عقلانی بودن انسان، و عده ای به خاطر هوشیاری انسان و ... ذكر كرده اند.
در بینش دینی می گویند: چون هدف از آفرینش انسان، و خوشبختی و سعادت مطلق او، در نزدیكی و قرب به خدا محقق می شود، پس هر فعلی كه به فرمان خدا و با نیت قرب و نزدیكی به خدا انجام گیرد، اخلاقی است. گاهی نیز فعل اخلاقی به معنای اعم (خوب و بد اخلاقی) به كار می رود، مثلاً دزدی از نظر اخلاقی، فعل بد، یا فعل اخلاقی بد است. یعنی گاهی، هر عملی كه از روی اختیار و اراده انجام شود، فعل اخلاقی می گویند، خواهد خوب باشد یا بد. موفق باشید..0%


ساير مطالب :
* فرق گام های ماژور و مینور در موسیقی چیست ؟
* فلوت های رایج در دنیا چند نوع هستند ؟
* تو این آدرس (http://abduzeedo.com) از 2 تا کد استفاده شده که
* کنکور آزمایشی: قلمچی یا گزینه ی جوان یا سازمان سنجش یا...؟؟؟
* رابطه سرکه با جوش!!!
* 1- بعد از شناخت هدف .خاسته ما از زندگی چیست؟
* شیمی آلی
* بهترین سیستم عامل موجود در کشور چیست و چرا؟
* بالا نیامدن سیستم
* کسی می دونه VPS چیه ؟ قیمتشم همین طور.