تبليغات
خرم یا روکسلانا سلطانه ی سلطان سلیمان


مشخصات سوال
a_919_aنام : ... ...امتیاز : 95درصد بهترین پاسخ : 0%... ... (0)i

26 بهمن 86 - 19:00خرم یا روکسلانا سلطانه ی سلطان سلیمان اطلاعات بیشتر : سلام

یه سر ی اطلاعات راجع به زتدگی خرم سلطانه ی سلطان سلیمان می خواستم

وقتی کتاب سلطانه رو خوندم برام سوال پیش اومد که تا چه حد واقعیت داشته ولی هر چی اینور و انور گشتم به

نتیجه ای نرسیدم .

ممنون می شم کمکم کنین
تاریخ ایجاد سوال : 26 بهمن 86 (19:00)تاریخ بسته شدن سوال : 12 اسفند 86تعداد بازدید :124تعداد پاسخ ها : 2طبقه بندی : جامعه و فرهنگ » غيره- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
خرم یا روکسلانا سلطانه ی سلطان سلیمان  








ایجاد علامتبهترین پاسخ
shamila_nنام : .... .........امتیاز : 6130درصد بهترین پاسخ : 38%.... ......... (0)i

86/11/27 (05:14)اقتدار سیاسی بانوان و خواجگان حرم سلطان و مداخله روزافزون ایشان در شئون حکومتی با زنی آغاز شد که به‌نام "روکسلانه" یا "خرّم سلطان" شهرت دارد و اقدامات دسیسه‌گرانه و بی‌رحمانه او یادآور اسطوره استر است. روکسلانه ظاهراً کنیزی روس بود که در اوایل سلطنت سلیمان از طریق خان کریمه به دربار عثمانی راه یافت. این روایت مشهور است. معهذا، درباره نژاد و اصل او آنقدر ابهام وجود داشت که مورخین فرانسوی بتوانند او را «به ملت خود بسته، روکسلان بنامند.» و شاید رواج شایعه یهودی‌تبار بودن سلیم دوم در میان مردم عثمانی نیز ناظر به همین اصل مشکوک روکسلانه بود. بهرروی، روکسلانه زن عقدی و سوگلی محبوب سلیمان و مادر چهار پسر از او شد و به دسیسه‌های خونین، از جمله قتل مصطفی (5 اکتبر 1553)، پسر ارشد سلیمان از همسر اول، دست زد که هدف از آن انتقال سلطنت به یکی از پسرانش بود. این روندی است که سرانجام به سلطنت سلیم دوّم انجامید.

سلطان سلیمان خان قانونی

روکسلانه و کانونی که در پیرامون او بود، نقش اصلی را در تحریکات خصمانه علیه ایران به‌دست داشتند و همینان بودند که از سال 1532 چرخشی بنیادین در استراتژی نظامی سلیمان پدید آوردند و با ترفندهای گوناگون، از جمله ترویج شیعه‌ستیزی، آماج اصلی تهاجم آن را از اروپا به‌سوی ایران و دولت صفوی منحرف نمودند تا بدین ترتیب امپراتوری هابسبورگ را از زیر ضربه خارج کنند. و آنگاه که، به‌دلیل انعقاد پیمان اتحاد سلیمان و فرانسوای اوّل، پادشاه فرانسه، علیه کارل پنجم (1536)، این ترفند به مخاطره افتاد، دسیسه قتل ابراهیم پاشا، صدراعظم عثمانی، را اجرا کردند (15 مارس 1536) زیرا وی تمایلی به تداوم جنگ با ایران نداشت. هامر پورگشتال، مورخ و عثمانی‌شناس نامدار اتریشی، می‌نویسد:

از علامات خالی از شبهه و تردید دیده می‌شد که آتش جنگ ایران را بادی که از حرم سلطان می‌وزید به اشتعال در می‌آورد. و ده سال قبل از این تاریخ یکی از زن‌های خاصه که در نزد سلطان کمال تقرب و محبوبیت را داشت، بالاخره به قانون شرع در سلک ازدواج سلطان درآمد. نژادش از ملت روسیه بود. نامش را خرم سلطان نهادند. مورخین فرانسه خواستند او را به ملت خود بسته روکسلان بنامند. خاتون مشارالیها اسباب خرابی وزیر مقرب مقتدر ابراهیم پاشای صدراعظم سابق را فراهم آورد. از جمله تقصیرات مشارالیه طرفداری و حمایت اهل ایران قرار داد زیرا که بعد از فتح شهرهای تبریز و بغداد عساکر سلطانی را از قتل و غارت اهالی شهرها ممنوع و محروم داشت... و منظور آن ملکه این بود که در ایران میدان جنگ وسیعی از برای داماد خود رستم پاشا آماده سازد تا هنرهای لشکرکشی و کشورگشایی خود را بنماید و پسر بزرگ خود سلیم را در اروپا نایب و جانشین سلیمان بسازد و سلیمان در مملکت ایران مشغول لشکرکشی باشد. موافق دلخواه ملکه جنگ ایران محقق شد.

سفیر فرانسه، که برای انعقاد پیمان اتحاد راهی عثمانی شده بود، در دسیسه روکسلانه علیه ابراهیم پاشا نقش مؤثر داشت. استانفورد شاو، عثمانی شناس آمریکایی، میان این دو انگیزه‌ای مشترک می‌یابد و آن خواست هر دو ایشان به تداوم سیاست‌های نظامی‌گرایانه عثمانی بود. «سفیر فرانسه خواستار وزیراعظمی بود که بیشتر از ابراهیم به نبردهای عثمانی در غرب علاقمند باشد.» و لذا، روکسلانه، با حمایت او، سلیمان را به خیانت ابراهیم پاشا قانع کرد. معهذا، قتل ابراهیم پاشا به‌سود فرانسه نبود زیرا روکسلانه این جنگ را در جبهه شرق و علیه ایران می‌خواست نه در غرب و علیه امپراتوری هابسبورگ (خصم فرانسه). بنابراین، راز این همکاری را باید در جای دیگر، در ترکیب هیئت نمایندگی فرانسه، جستجو کرد. این دوران مقارن با حضور شیادان یهودی و کابالیست‌های مشکوکی چون آگریپا و نوستراداموس و گیوم پستل در دربار فرانسه است..86%دیگر پاسخ ها
parand10نام : پریا امتیاز : 11281درصد بهترین پاسخ : 14%پریا (22)i

1.    86/12/6 (12:05)شماره 1 کامل کامل توضیح دادند
بخونید متوجه میشید.13%


سلام من می خواهم گوشی بخرم به نظر شما n73 خرم یا 6120 و یا..


مشخصات سوال
85_rohullahنام : غریب غریبهامتیاز : 103درصد بهترین پاسخ : 50%غریب غریبه (0)i

15 مرداد 87 - 09:10سلام من می خواهم گوشی بخرم به نظر شما n73 خرم یا 6120 و یا..تاریخ ایجاد سوال : 15 مرداد 87 (09:10)تاریخ بسته شدن سوال : 31 مرداد 87تعداد بازدید :200تعداد پاسخ ها : 27طبقه بندی : الکترونیک و دیجیتال » تلفن و موبایل- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
سلام من می خواهم گوشی بخرم به نظر شما n73 خرم یا 6120 و یا.. 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
crazy7016نام : علیرضا آآآامتیاز : 128درصد بهترین پاسخ : 19%علیرضا آآآ (639)i

87/5/15 (09:18)خوب معلومه n73 .42%دیگر پاسخ ها12
zoghmastiنام : ذوق مستی ،امتیاز : 96درصد بهترین پاسخ : 0%ذوق مستی ، (4)i

1.    87/5/15 (09:23)sallam mani aziz
man n73 daram bad nist vali hamon n 70 e ke pichidash kardan
va hamin baese hang kardanesh mishe
6500 slide bekhar
ghashange
ya n82 goshi khafanie!!!!!!!!!.17%
saeed3280نام : سعید شامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%سعید ش (13)i

2.    87/5/15 (09:26)n73.7%
navid1365نام : نوید بامتیاز : 6774درصد بهترین پاسخ : 29%نوید ب (82)i

3.    87/5/15 (09:30)N73.0%
ailin_shayesteنام : آیلین امتیاز : 8432درصد بهترین پاسخ : 7%آیلین (0)i

4.    87/5/15 (09:48)N73 بهتره ....3%
pooya_ferrariنام : پویا عزیزیامتیاز : 1035درصد بهترین پاسخ : 14%پویا عزیزی (42)i

5.    87/5/15 (10:05)در خرید N73 شک نکن من خودم دارم N73 قابلیت های زیادی داره و حتما از انتخابت راضی خواهی بود..3%
arash_dehmamiنام : آرش دهمامیامتیاز : 112درصد بهترین پاسخ : 10%آرش دهمامی (10)i

6.    87/5/15 (10:30)دوست عزیز من خودم دیروز 5610 خریدم با لوازم اصلی.
گوشی بسیار عالی و جوان پسندی هست.
ولی اگر زیبایی می خوای + كارایی پیشنهاد من 5600 هست كه تازه یك ماه هست به بازار اومده و گوشی زیباییست.(البته این نظر منه).3%
jaafariنام : روح الله جعفریامتیاز : 113درصد بهترین پاسخ : 20%روح الله جعفری (6)i

7.    87/5/15 (10:50)مانی عزیز سلام
به نظر من 6121 رو بخر
اما هنوز وارد بازار ایران نشده
اگه اونور آب کسی و سراغ داری بگو برات بفرستن
عالیه!!!!!!!!!!!!!.0%
mohsen2602نام : محسن ُامتیاز : 1822درصد بهترین پاسخ : 4%محسن ُ (5)i

8.    87/5/15 (11:10)n73
چون كیفیت داره هم صدا و هم عكس
6120 صداش یخته
اما از لحاظ نرم افزار با n73 یكیه.0%
farshid_mphنام : فرشید دهقانامتیاز : 109درصد بهترین پاسخ : 0%فرشید دهقان (8)i

9.    87/5/15 (12:13)N73 خیلی عالیه کاملترین گوشی که من تا به حال دیدم.0%
morteza_lover_aloneنام : مرتضی کبیریامتیاز : 316درصد بهترین پاسخ : 18%مرتضی کبیری (23)i

10.    87/5/15 (13:08)gooshie kamelie safhash ba keifiato bozorgtare nesbat be baghie.seda va doorbinesham fogholadast.ye kam az mod oftade ama age vasat mod mohem nist ke pishnahad mikonam nabashe hamin N73 ro begir.0%
fenchoooool_2000نام : محسن رضاییامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%محسن رضایی (2)i

11.    87/5/15 (14:12)salam mani jan az nazare man az serie N nokia doori kon seri N az n70 ta n96 ye moshkele kheili bozorg dare va oon ine ke ax va video ro 1 ja save mikone va in baese paeen oomadane sorate gooshi mishe albate baziha baraye tojihe in moshkele bozorg migan mish album bandi kard vali bazam hich farghi nadare
az nazare man u bebin az gooshi chi mikhay
seda, doorbin,anten dehi,.......
.0%
parsajoonنام : محمد شاکرنژادامتیاز : 248درصد بهترین پاسخ : 17%محمد شاکرنژاد (72)i

12.    87/5/15 (14:28)سیمبین 6120 هست 9.2 كه با N95 & N82 یكیه. ولی N73 سیمبینش 9.1 هست. یعنی 6120 از لحاظ نرم افزاری قوی تره و برنامه های بیشتری واسش پیداش میشه.
6120 واقعا به قیمتش كه 214000 تومانه می‌ارزه، ولی 315000 تومان واسه N73 خیلی خیلی زیاده(خوب آدم میره P1 میگیره 295000 تومان!)
6120 قابلیت خوندن sms های انگلیسی رو داره كه آخرت كلاسه!!
اندازه و وزن 6120 هم كه از N73 كوچكتر و كمتره.
من جفشون رو داشتم،و از اون جا كه هیچی جای تجربه رو نمیگیره، بهت پیشنهاد میكنم 6120 رو بگیری....17%
simish2005نام : نازنین الفامتیاز : 116درصد بهترین پاسخ : 7%نازنین الف (25)i

13.    87/5/15 (15:01)سلام
ان 73 دیگه دورانش گذشته.
به نظرم یا 5610 بگیر و یا 6500 که هر 2تا در یه حددن فقط ظاهرشون فرق داره.
ان 82 هم بد نیست.
گوشی که وقتش گذشته بخری زود پشیمون میشی
.0%
komando_87نام : مهران سیاحیامتیاز : 238درصد بهترین پاسخ : 6%مهران سیاحی (112)i

14.    87/5/15 (16:22)سلام.عزیزم اخه این سوال کردن داره معلومه ان 73 خیلی بهتره توی گوشی های نوکیاوسونی اریکسون بهترینش فقط ان73-ان95-ان82- وان96 هست دیگه هیچکدوم گوشیها به گردپای اینا نمیرسه.0%
aidahooshyarنام : الف هامتیاز : 244درصد بهترین پاسخ : 18%الف ه (1)i

15.    87/5/15 (20:33)n73.0%
dracolla1371نام : پویا رادمهرامتیاز : 120درصد بهترین پاسخ : 14%پویا رادمهر (4)i

16.    87/5/15 (23:44)سلام
از نظر دوربین و زوم N73 بهترهو از نظر قابلیت پخش بازم N73 .
N73 اینفرارد داره اما 6120 نداره .
از نظر مرور گر اینترنت 6120 HTML نداره.
زمان مکالمه دائم و آماده بکار N73 بیشتره .
خلاصه از همه نظر N73 بهتره .

لینک مقایسشونو برات می زارم خودتم می تونی ببینی .

http://www.gsm.ir/a5.asp?brandid1=5&brandid2=5&phoneid1=1225&phoneid2=429 .0%
bahador6817نام : بهادر بامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%بهادر ب (26)i

17.    87/5/16 (00:30)salam
bastegi dare ke az gooshit che emkanati ro bekhai
be nazare man goosheie apple i phone ye goosheie fogholadas
albate vase kasaye ke bekhan ba gooshishoon kelas bezaran
alan zeiad nemitooni az emkanate apple estefade koni
vali age donbale gooshi ba emkanate bala hasti man n73 ro pishnahad mikonam
.0%
mani_javidنام : ماااااااااااااااااااااااااااااااانی ماااااااااااااااااااااااااااااااانیامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%ماااااااااااااااااااااااااااااااانی ماااااااااااااااااااااااااااااااانی (2)i

18.    87/5/16 (01:06)n73.3%
mta_satنام : مسیحا Rامتیاز : 142درصد بهترین پاسخ : 17%مسیحا R (10)i

19.    87/5/16 (02:27)سلام دوست من
چرا یه مدل از گوشی های سونی اریکسون رو انتخاب نمیکنی ؟
هم دوربین خوبی داره ، تنوع بالایی داره ، در ضمن نسبت به کارآیی هاش مبلغ مناسبی داره .
k850 ‌یا k770 ‌رو برای دوربین بالاشون که Cyber Shot و w580 , s500 رو که مدل کشویی هستن و از زیبایی خواصی برخوردارن و صدای بالایی دارن به طوری که با 5610 برابری می کنن و شاید بهتر باشن .
موفق باشی.0%
m4dنام : محمد ذاکری نژادامتیاز : 99درصد بهترین پاسخ : 0%محمد ذاکری نژاد (73)i

20.    87/5/16 (05:19)من با هر دو کار کردم خودم شخصا n73 رو بیشتر می پسندم 6120 سرعتش بیشتره ولی مزییت های N73 بیشتره از جمله دوربینش که خیلی به درد می خوره و صداش،در کل N73 خیلی بهتره.0%12


در باره بابک خرم دین چه می دانید؟


مشخصات سوال
gader_araz2000نام : قادر آراز حمیدیامتیاز : 93درصد بهترین پاسخ : 0%قادر آراز حمیدی (41)i

1 دی 87 - 09:54در باره بابک خرم دین چه می دانید؟تاریخ ایجاد سوال : 1 دی 87 (09:54)تاریخ بسته شدن سوال : 1 دی 87تعداد بازدید :53تعداد پاسخ ها : 3طبقه بندی : هنر و سرگرمی » اشخاص- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
در باره بابک خرم دین چه می دانید؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
akam22نام : آکام حبیبیامتیاز : 16649درصد بهترین پاسخ : 54%آکام حبیبی (24)i

87/10/1 (11:01)بابك خرمدین نمادی از مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز بیگانه

گذری بر زندگی شگفت انگیز و میهن پرستانه بابك خرم‌دین

خَرَّم در زبان پارسی هر چیزی است كه خوشی و شادی و لذت را برای انسان فراهم آورَد. اینكه بهار و باغ و بوستان را خُرَّم گوئیم به این دلیل است كه مایه‌ی شادی و نشاط‌اند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است . خُرَّم‌دین، و بصورت امروزینش دینِ خُرَّم بمعنای دینی است كه در کنار انسان ساز بودنش مایه‌ی شادی و خوشی مردمان شود . تعریف دین به این مفهوم در جای‌جای گاتای زرتشت آمده است، مؤلف كتاب البدء والتاریخ درباره پیروان زرتشت میگویند: هرچه انسان خرمی بیشتری بطلبد اندوه اهریمن بیشتر میشود و اهریمن بیشتر درصدد جنگیدن با انسان برمی‌آید ؛ و در تعریف عقاید خرم‌دینان مینویسد كه آنها هرچه باعث شادی و لذت باشد و طبیعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زیانی به كسی نرساند را مباح میدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست . زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد .

معنی واژه بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد بهرام فره وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می دهد . یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است . متاسفانه عده ای از پانترکهای بی سواد دست به جعل نام این بزرگ مرد ایران زده اند و در سایتهای خود از او به عنوان قهرمان ترکان نام می بردند و او را از ترکستان و مغولستان که سرزمین ترکها می باشد خوانده اند . ولی خوشبختانه نام و معنی وی صددرصد ایرانی است و این حرکات فقط کوته فکری – عدم آگاهی و تفکری متحجرانه از آنها را برای ما نمایان می سازد . پاپک خرمدین از سرزمین آریایی مادهای آذربایجان کجا و بای بک ساختگی عده بچه تجزیه طلب از نوادگان وحشی چنگیز خان مغول کجا ؟!؟!؟

بابك از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گویا مسلمانش كرده بودند و نام عربیش حسن بود. جنبشی كه بابك در ایران آغاز كرد و رسما نام جنبش خرم‌دینان برخود داشت، یك ایدئولوژی مشخصی را مطرح میكرد كه هدفش براندازی نهائی سلطه‌ی عرب - برقراری مساوات انسانی در ایران - تأمین خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مینویسد كه ایرانیان ازنظر وسعت ممالك و فزونی نیرو برهمه‌ی ملتها برتری داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب كه نزد آنها دونپایه‌ترین قوم جهان بود برآنها مسلط گردید این امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصیبتی تحمل‌نشدنی روبرو یافتند، و برآن شدند كه با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخیزند. ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسیس، بابك و دیگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند

نام خرم‌دین كه به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بوده‌اند به روشنی نشان میدهد كه این یك جنبش مزدكی بوده و همه‌ی شعارها و برنامه‌های مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌كشی مزدك را دنبال میكرده است. خود مزدک در تاریخ دینی که ادعای پیامبری آن را می کرد از زرتشت گرفته بود و با تغییراتی می خواست آن را به روز کند ولی چون در برابر دین بهی که دارای پایه های بسیار کهن بود قدرتی نداشت نتوانست گسترش یابد . ابن حزم تصریح میكند كه خرم‌دینانِ پیرو بابك یك فرقه‌ی مزدكی بودند . اساس تعالیم مزدك برآن بود كه مردم باید هم دراین دنیا و هم دردنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم دراین دنیا با كسب وكار وكشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام كارهای نیكو و خودداری از كارهای بد رضایت خدا را حاصل كنند تا درآخرت به بهشت بروند. نیك در تعالیم مزدك عبارت بود ازگفتار وكرداری كه به خود یا دیگری منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار یا كرداری كه به خود یا دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود. ابن‌الندیم در وصف یكی از ایرانیانِ مزدكی مقیم بغداد به نام خسرو ارزومگان كه ویرا پیرو مذهبی شبیه مذهب خرم‌دینان نامیده، مینویسد كه به پیروانش دستور میداد بهترین لباسها بپوشند، و خودش نیز بهترین لباسها می‌پوشید و به آن افتخار میكرد .

مركز فعالیت بابك در آذربایجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگی از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهایش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از میان بردن سلطه‌ی اربابانِ عرب بود كه نزدیك به دوقرن مردم ایران را تاراج میكردند. قبایل عرب همراه با فتوحات عربی به درون آذربایجان و دیگر شهرهای ایران سرازیر شدند. بلاذری درباره‌ی سرازیر شدنِ عربها به آذربایجان در زمان عثمان و امام علی، مینویسد بسیاری از عشایر عرب از بصره وكوفه و شام به آذربایجان سرازیر شدند و هرگروهی برهرچه از زمین توانست دست یافت و مصادره كرد، و بعضی‌شان زمینهائی را از عجمها خریدند و روستاهائی نیز به این عشایر واگذار شد، و مردم این روستاها به مُزارعینِ اینها تبدیل شدند .

آغاز نهضت بابك در ایران را سال ١٩٤خ ذكر كرده‌اند. در مدت كوتاهی سراسر روستائیان نیمه‌ی غربی ایران و جنوب ایران به نهضت خرم‌دینان پیوستند. طبری مینویسد كه مردم روستاهای نواحی اصفهان و همدان و ماهسپیدان و مهرگان‌كدك و جز اینها نیز به دین خرم‌دینان درآمدند . نخستین درگیری ناكامِ سپاهیان دولت عباسی و بابك درسال ١٩٨خ گزارش شده و خبر از شكست سپاه عباسی می‌دهد. دومین درگیری ناكامِ سپاه عباسی و بابك درسال ٢٠٠خ بود كه بخش اعظم سپاهیان عباسی را بابك در غربِ ایران- نزدیكی‌های همدان- كشتار كرد. اعزام نیروهای عباسی به جنگ بابك درسراسر سالهای ٢٠٠- ٢٠٦خ تكرار شد و هربار از بابك شكست یافتند. در سال ٢٠٣خ در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ی دولتِ عباسی به قتل رسیدند؛ و یك فرمانده برجسته نیز شكست یافته فرار كرد. در سال ٢٠٦خ یك افسر برجسته‌ی عرب با سِمَتِ والی آذربایجان اعزام شد و سپاه بزرگی در اختیارش نهاده شد تا به‌كار بابك پایان دهد. این مرد نزدیك به دوسال با بابك درگیر بود، و در خردادماه ٢٠٨خ دركنار روستای بهشتاباد كشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند

خلیفه‌ی عباسی در اواسط تابستان ٢١٢خ چندین لشكر به غرب ایران فرستاد، كه به گزارش طبری شصت هزار تن از روستائیان ناحیه‌ی همدان را قتل عام كردند، ولی بابك توانست شكستهای سختی بر این نیروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شكست به بغداد برگرداند. به دنبال این شكستها، خلیفه تصمیم گرفت كه امر مقابله با بابك را به یك افسرِ مانوی مذهبِ نومسلمان ایرانی معروف به افشین ، از خاندان ساسانی واگذارد. افشین چندی پیش برای سركوب شورشهای مصر اعزام شده بود و مأموریتش را به نحوی بسیار پسندیده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خلیفه فراخوانده به مقابله‌ی خرم‌دینان گسیل كرد. افشین درناحیه‌ی همدان مستقر شد و در غرب و مركزِ ایران از همدان و آذربایجان تا اصفهان و ری، با بزرگان روستاها مذاكراتی انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد كه به ظاهر برآورنده‌ی خواسته‌های روستائیان بود .
افشین پس ازآنكه اوضاع غرب ایران را در خلال یك‌سال و نیم با سیاست ضد ایرانی و در جهت حمایت از اعراب و تهدید و هدایای نقدی (كه به دهخدایان میداد) آرام كرد، برای به دام افكندنِ بابك نقشه چید. كاروانی با محموله‌ی امداد مالی و غذائی از بغداد عازم اردبیل شد تا به دژی كه محل استقرار سپاهیان خلیفه بود تحویل دهد. بابك بی‌خبر از دامی كه افشین برایش چیده بود، تصمیم گرفت كه راه را برآن كاروان بربندد و محموله‌هایش را تصاحب كند. افشین شبانه بدون سروصدا و بدون نواختن كوس و كَرانای (شیپور جنگی)، در نزدیكیهای دژ موضع گرفت؛ زیرا یقین داشت كه بابك برای تصرف دژ خواهد آمد. بابك ابتدا یك قرارگاه كوچكِ سپاهیان خلیفه بر سرراهش را مورد حمله قرار داد و افرادش را كشت، آنگاه به كنار دژ رفته به افرادش استراحت داد كه روز دیگر به دژ حمله كنند. دراین هنگام افشین براو شبیخون زد. گویا همه‌ی افرادی كه همراه بابك بودند كشته شدند، ولی بابك جان سالم ماند (زمستان سال ٢١٤خ). افشین پس ازآن به برزند برگشت و آنجا اردو زد تا با ادامه دادن تماس با كلانترانِ روستاها كار پراكنده كردن بقایای هواداران روستائی بابك در ایران را دنبال كند .

از اوائل سال ٢١٥خ منطقه‌ی نفوذ بابك كه سابقا به همدان و اصفهان و ری میرسید، ازحد مناطق كوهستانی هشتادسر در آذربایجان فراتر نمیرفت. افشین پس از برگزاری مراسم نوروز و سیزده به‌در برای حمله به بابك آماده شد. نخستین حمله‌ی او به هشتادسر با شكست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههای این سال چندین حمله به هشتادسر صورت گرفت كه همه ناكام ماند. داستان این نبردها را طبری با استفاده از آرشیو گزارشهای كتبی به تفصیل دقیقی درحجم حدود ٣٠ صفحه ذكر كرده است كه همه خبر از رشادتهای بیمانندِ بابك و یارانش میدهد .

در بهار سال ٢١٦خ سپاه امدادی خلیفه با سی میلیون درهم كمك مالی به بَرزَند رسید؛ و افشین حملاتش به بابك را ازسر گرفت. افشین ابتدا به كلان‌رود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خویش خندق كشید. به زودی یك لشكر بابك تحت فرمان آذین- برادرِ بابك- به سوی كلان‌رود حركت كرد. نبرد سپاهیان افشین و بابك در یكی ازدره‌های تنگ كوهستانی درگرفت، كه تفاصیل آن‌را طبری ذكر كرده ولی نتیجه‌ی آن را معلوم نمیدارد. ازآنجا كه این تفاصیل از روی سند كتبی گزارش افشین نوشته شده، میتوان پنداشت كه افشین این بار نیز با شكست مواجه شده ولی شكست خود را در نامه‌اش منعكس نكرده باشد. دراین میان لشكرهای امدادی پیوسته از بغداد میرسید. افشین پیشروی آهسته در گذرگاههای كوهستانی به سوی قرارگاه بابك را ادامه داد. او بر هركدام از گذرگاههای استراتژیك دست می‌یافت دژی بنا میكرد و پیرامونش را خندقی میكشید و لشكری درآن می‌گماشت تا تحركات احتمالی روستائیان منطقه را زیر نظر بگیرد. بدین ترتیب افشین به قرارگاه بابك در منطقه‌ی بذ در کلیبر نزدیك شد. ازاین به بعد نام بخاراخدا از فئودالهای بزرگِ ایرانی‌تبارِ سغد بعنوان یكی از فرماندهان برجسته‌ی سپاه افشین به میان می‌آید. استقرار افشین برفراز یكی از بلندیهای مشرف بر بذ دركنار رودرود ماهها بطول انجامید. بابك دسته‌جات مسلحش را به گذرگاههای كوهستانی میفرستاد تا دسته‌جات افشین را به دام افكنند، و خودش در قرارگاهش در برابر دیدگان افشین موضع گرفته بود و همه‌روزه جشن شادی برپا میكرد و افرادش نای و دهل میكوفتند و پایكوبی میكردند و سرود میخواندند و افشین خائن به ایران را به استهزاء میگرفتند. دریكی از روزها بابك مقادیری خیار و سبزیجات و هندوانه برای افشین هدیه فرستاد و به او پیام داد كه می‌بینم شما جز كُماچ و شوربا چیز دیگری برای خوردن ندارید؛ دلم برایتان میسوزد و امیدوارم این هدایا دلتان را نیز نسبت به ما نرم كند . افشین كه میدانست هدف بابك ازاین كار برآورد نیروی او باشد سردسته‌ی این مأموران را با گروهی از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و دیگر خندقها را بازدید كند و خبرش را برای بابك ببرد، شاید بابك دست از مقاومت برداشته و تسلیم شود .

در شهریورماه ٢١٦خ و زمانی كه روستائیان سرگرم كار در مزارع و باغستانها بودند، حمله‌ی افشین به شهر بذ (مركز بابك) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشین به نزدیكی بذ رسید و بابك فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پیام داد كه چنانچه او تعهد بسپارد كه به وی و مردانش آسیب نرسد، شهر را به او تسلیم خواهد كرد. افشین پاسخ مساعد داد و بابك شخصا از دژ بیرون آمد تا با افشین مذاكره كند. افشین نیز وقتی دانست كه بابك درحال نزدیك شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابك و افشین در فاصله‌ئی ازهم قرار گرفتند كه میتوانستند صدای یكدیگر را بشنوند، بابك به او گفت: حاضرم كه تسلیم شوم ولی مهلت میخواهم كه خود را آماده كنم. افشین گفت: چندبار به تو گفتم كه بیا و تسلیم شو، ولی قبول نكردی. اكنون نیز دیر نیست، اگر امروز تسلیم شوی بهتر از فردا است. بابك گفت: من تصمیم خودم را گرفته‌ام و تسلیم میشوم؛ ولی باید تعهدنامه‌ی كتبی خلیفه را برایم بیاوری تا اطمینان یابم كه چنانچه تسلیم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندی نخواهد رسید. افشین به او قول داد كه چنین خواهد كرد

ولی بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود . در همان لحظاتی كه بابك با افشین درحال مذاكره بود و به افسرانش پیام فرستاده بود كه دست از نبرد بكشند تا به ظاهر با افشین به نتیجه برسد، تیپهای سپاه افشین وارد شهر بذ شدند وآتش در شهر افكندند و شهر را ویران کردند . گروهی به فراز كاخ بابك رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههای بسیاری در كوچه‌ها در حركت بودند وآتش به خانه‌ها می‌افكندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابك رسید و سریعا محل مذاكره را ترك كرده به شهر برگشت شاید بتواند شهر را نجات دهد. ولی دیر شده بود. كشتار و تخریب و نفرت‌افكنی و آتش‌زنی تا پایان روز ادامه یافت، كلیه‌ی مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانواده‌ی بابك دستگیر شده به نزد افشین فرستاده شدند. درپایان روز كه سپاه افشین به خندقشان برگشتند، بابك و مردانی كه همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از دیدن ویرانیها از شهر رفته در دره‌ئی دركنار هشتادسر مخفی شدند. روز دیگر نیز به روال همانروز تخریب و آتش‌زنی ازسر گرفته شد و این كار تا سه روز ادامه داشت تا شهر به‌كلی سوخت و اثری ازآبادی برجا نماند .
افشین به همه‌ی كلانتران روستاهای اطراف، ازجمله به دیرها و كلیساهای مسیحیان كه در همسایگی آذربایجان درخاك ارمنستان بودند نامه نوشت كه هرجا از بابك خبری به دست آورند به او اطلاع دهند و پاداش نیكو دریافت كنند. بابك با دوبرادرش و مادر و همسرش گل‌اندام راهی جنگلهای ارمنستان و آران شدند. كسانی به افشین خبر دادند كه بابك و چندتن از یارانش در یك دره‌ی پردرخت وگیاه درمرز آذربایجان وارمنستان مخفی است. افشین برگرداگرد آن دره دسته‌جات مسلح مستقر كرد تا از هرراهی كه بیرون آید دستگیرش كنند. او ضمنا امان‌نامه‌ی خلیفه را كه میگفت درآن روزها رسیده به افرادِ بابك كه اسیرش بودند نشان داد، و به یكی از برادرانِ بابك و چندتنی از كسانش كه اجبارا تسلیم شده بودند سپرد وگفت: من انتظار نداشتم كه به این زودی نامه‌ی خلیفه برسد، و اكنون كه رسیده است صلاح را درآن میدانم كه برای بابك بفرستم. او ازآنها خواست كه نامه را برداشته برای بابك ببرند و راضیش كنند كه بیاید و خود را تسلیم كند. آنها گفتند كه محال است بابك تن به تسلیم دهد؛ زیرا كاری كه نمی‌بایست اتفاق می‌افتاد اكنون اتفاق افتاده و جائی برای آشتی باقی نمانده است. افشین گفت: اگر این‌را برایش ببرید او شاد خواهد شد . سرانجام دوتن از یاران بابك حاضر شدند نامه را ببرند. پسر بابك نامه‌ئی همراه اینها خطاب به پدرش نوشته به او اطلاع داد كه اینها با امان‌نامه‌ی خلیفه به نزدش آمده‌اند و او صلاح را درآن میداند كه وی خود را تسلیم كند . چون فرستادگان به نزد بابك رسیدند بابك به آنها و به پسرش كه نامه به وی نوشته بود دشنام داد و گفت اگر این جوان پسر من بود باید مردانه میمُرد نه اینكه خودش را به دشمن تسلیم میكرد . به آن دونفر نیز گفت كه شما اگر مرد بودید نباید اكنون زنده می‌بودید تا پیام دشمن را به من برسانید؛ زیرا مردن در مردی بهتر است از لذتِ زندگی چهل‌ساله در نامردی . سپس یكی ازآنها را دردم كشت و دیگری را با همان امان‌نامه‌ی خلیفه باز فرستاد، و گفت به پسرم بگو كه حیف ازنام من كه برتواست. اگر زنده بمانم میدانم با تو چه كنم .

بعد ازآن بابك دریكی از روزها با همراهانش ازدره خارج شده به سوی ارمنستان به راه افتاد. افراد افشین كه از بالا نگهبانی میدادند آنها را دیده تعقیب كردند. بابك و همراهانش به چشمه‌ساری رسیدند و ازاسب پیاده شدند تا استراحت و تجدید نیرو كنند و غذائی بخورند. افراد تعقیب‌كننده برآن بودند كه بابك را غافلگیر كنند، ولی هنوز به نزد بابك نرسیده بودند كه بابك وجودشان را احساس كرده خود را برروی اسب افكند و ازجا درپرید. سواران تعقیبش كردند. زن و مادر و یك برادر بابك دستگیر شدند. بابك وارد خاك ارمنستان شد و چون خسته وگرسنه بود به یك مزرعه رفت كه چیزی بخرد. سرانِ آن روستا نیز مثل دیگر روستاها پیام افشین را دریافته بودند، و میدانستند كه اگر بابك را تحویل دهند جائزه دریافت خواهند كرد. یكی از كشاورزان با دیدن بابك كه رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبی نیكو بود وشمشیری زرین حمایل كرده بود، گمان كرد كه او شاید بابك باشد. لذا خبر به كشیش روستا برد. كشیش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابك رساند كه درحال غذا خوردن بود. او به بابك تعظیم كرده دستش را بوسیده گفت: من از دوستداران توام، و ازتو میخواهم كه به مهمانی به خانه‌ام بیائی. دراین روستا و اطراف آن همه‌ی كشیش‌ها دوستدار توهستند و اگر با ما باشی آسیبی به تو نخواهد رسید . بابك كه خسته و درمانده بود، فریب احترامها و وعده‌های كشیش را خورد و همراه او وارد خانه‌اش شد. كشیش از همانجا شخصی را به نزد افشین فرستاد تا به وی اطلاع دهند كه بابك درخانه‌ی اواست. افشین یكی از افرادش را به نزد كشیش فرستاد تا بابك را شناسائی كند و نسبت به درستی پیام كشیش اطلاع یابد. كشیش به فرستاده‌ی بابك رخت طباخان پوشاند، و وقتی آن مرد سینی غذا را برای بابك و كشیش برد بابك ازكشیش پرسید: این مرد كیست؟ كشیش گفت: ایرانی است و مدتی پیشتر مسیحی شده و به ما پیوسته در اینجا زندگی میكند. بابك با مرد حرف زد و پرسید اگر مسیحی شده چه ضرورتی داشته كه اینجا باشد. مرد گفت: من از اینجا زن گرفته‌ام. بابك به شوخی گفت: ازمردی پرسیدند ازكجائی؟ گفت: ازآنجا كه زن گرفته‌ام .

به‌هرحال كشیش به افشین پیام داد كه دودسته‌ی مسلح را به نقطه‌ی مشخصی بفرستد، و روزی را نیز مقرر كرد كه بابك را به بهانه‌ی شكار به آنجا خواهد بُرد. این عمل برای آن بود كه او نمیخواست بابك را در خانه‌اش تحویل مأموران افشین بدهد، زیرا ازآن میترسید كه بابك زنده بماند و دوباره جان بگیرد و ازاو انتقام بكشد. طبق قراری كه در پیامش به افشین داده بود، كشیش یكروز به بابك گفت: چند روزی است كه درخانه نشسته‌ای و میدانم كه ازاین حالت دلگیر و خسته‌ای. اگر تمایل داری من زمینی دارم كه آهوان بسیاری درآنجا یافت میشوند، و چندتا باز شكاری نیز دارم كه گاه آنها را با خود به شكار می‌برم. بیا فردا به شكار برویم . بابك درخلال چند روزی كه مهمان كشیش بود ازاو و اطرافیانش رفتارهای نیكی دیده و كاملا به او اعتماد یافته بود. افشین دودسته‌ی مسلح از افراد برجسته‌اش را همراه دو افسر از خاندان ایرانی سُغد به نامهای پوزپاره و دیوداد به محلی كه كشیش تعیین كرده بود فرستاد تا كمین كنند و درلحظه‌ی مناسب برسر بابك بتازند و دستگیرش كنند. بابك در روز مقرر همراه كشیش به شكار رفت ولی خودش شكارِ پوزپاره و دیوداد گردید. وقتی بازداشتش كردند و دستهایش را ازپشت می‌بستند، رو به كشیش كرده به او دشنام داد و گفت: مردك! اگر پول میخواستی من میتوانستم بیش ازآنچه اینها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم كه مرا به بهای اندك فروخته‌ای .

روزی كه قرار بود بابك را وارد برزند (اقامتگاه افشین) كنند، افشین مردم شهر و بسیاری از مردم روستاهای دور و نزدیك را در میدانِ بزرگی در بیرون شهر در دوسو گرد آورد و میانشان فاصله‌ی كافی گذاشت تا بابك بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند كه كارِ بابك تمام است. ساعتی كه بابك را در زنجیرهای گران از میان دوصفِ مردم میگذراندند، شیون زنان وكودكان بلند شد كه برای رهبر محبوبشان میگریستند و برسر وسینه میزدند. افشین با صدای بلند خطاب به زنهای شیون‌كننده گفت: مگر شما نبودید كه میگفتید بابك را دوست ندارید؟ زنان با شیون جواب دادند: او امید ما بود و هرچه میكرد برای ما میكرد . برادر بابك نیز مثل بابك نزد یكی از كشیشان پنهان شده بود. ویرا نیز آن كشیش به مأموران افشین تحویل داد .

موضوع بابك چنان برای خلیفه بااهمیت بود كه وقتی خبر دستگیریش را شنید جایزه‌ی بزرگی برای افشین فرستاد و به او نوشت كه هرچه زودتر ویرا به پایتخت ببرد. فرستادگان خلیفه همه‌روزه به آذربایجان اعزام میشدند تا با افشین درتماس دائم باشد و او بداند كه چه وقت و چه ساعتی افشین و بابك به پایتخت خواهند رسید؛ و برفراز تمام بلندیهای سرراه و دركنار جاده دیدبان گماشت تا هرگاه افشین را ببینند به یكدیگر جار بزنند و همچنان این جارها تكرار شود تا به خلیفه برسد. او همه‌روزه هیئتی را همراه با هدایا و اسب و خلعت به نزدِ افشین میفرستاد تا قدردانی از خدمت افشین را به بهترین وجهی نشان داده باشد. افشین در دیماه ٢١٦خ با شوكت و شكوه بسیار زیادی وارد پایتخت خلیفه گردیده به كاخی رفت كه به خودش تعلق داشت و بابك را نیز درآن كاخ زندانی كرد. چون هوا تاریك شد و مردم به خواب رفتند، خلیفه به یكی از محرمانش مأموریت داد تا بطور ناشناس به نزد بابك برود و اورا ببیند و بیاید اوصافش را به او بگوید. آن مرد چنان كرد، و افشین وی‌را بعنوان مأمور حامل آب به اطاقی برد كه بابك درآن زندانی بود. خلیفه وقتی اوصاف بابك را ازاین محرم شنید، برای اینكه بابك را ببیند و بداند این مرد چه عظمتی است كه ٢٢ سال مبارزاتِ مداوم و خستگی‌ناپذیرش پایه‌های دولتِ اسلامی را به لرزه افكنده است، نیم‌شبان برخاسته رخت ساده برتن كرد و وارد خانه‌ی افشین شده بطور ناشناس وارد اطاق بابك شد و بدون آنكه حرفی بزند یا خودش را معرفی كند، دقایقی دربرابر بابك برزمین نشست و چراغ دربرابر چهره‌اش گرفته به او نگریست .

بامداد روز دیگر خلیفه با بزرگان دربارش مشورت كرد كه چگونه بابك را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یكی از درباریان قرار برآن شد كه ویرا سوار بر پیلی كرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ كردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابك را در رختی زنانه و بسیار زننده و تحقیركننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابك با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سكوی مخصوصی كه برای این كار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنكه همه‌ی مردم بشنوند كه اكنون دژخیم به بابك نزدیك میشود و دقایقی دیگر بابك اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اكناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند .


ابن الجوزی مینویسد كه وقتی بابك را برای اعدام بردند خلیفه دركنارش نشست و به او گفت: تو كه اینهمه استواری نشان میدادی اكنون خواهیم دید كه طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابك گفت: خواهید دید. چون یك دست بابك را به شمشیر زدند، بابك با خونی كه از بازویش فوران میكرد صورتش را رنگین كرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین كردی؟ بابك گفت: وقتی دستهایم را قطع كنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت كه رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین كردم تا زردیش دیده نشود . به این ترتیب دستها و پاهای بابك را بریدند . چون بابك برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شكمش را بدرد. پس از ساعاتی كه این حالت بربابك گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا كند. پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابك را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد .


آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :

تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت .من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد .

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند .مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .

مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :

" پاینده ایران "

بخشی از فیلم بابک خرمدین که کمونیست شوروی سابق پیرامون این سردار ایرانی با دروغ پردازی های شگفت انگیزی ساخته بود

روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است . اعدام بابك چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد كه محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابك یعنی چوبه‌ی دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یكی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد . برادر بابك یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند. طبری مینویسد كه وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابك را می‌بُرید، او نه واكنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار كردند . بدین ترتیب كار بابك پس از ٢٢ سال پیروزی پی‌درپی و وارد آوردن شش شكست بزرگ بر شش‌تا از بهترین فرماندهان ارتش عباسی، و پس از امیدهای فراوانی كه روستائیان ایران به او بسته بودند، با توطئه‌ی نماینده‌ی عیسا مسیح و یک شاهزاده خائن ایرانی به پایان رسید . تاریخ بداند كه مدعیان تولیت دین در هردین و مذهبی دشمن توده‌های تحت ستم و همدست زورمندانند، و این امر منحصر به متولیان یك دین خاص نیست، بلكه كشیشان مسیحی نیز با همه‌ی مدعاهائی كه ارائه میكنند .

امروزه ایرانیان آزاده از 10 تا 13 تیر ماه هر سال بر قلعه سر به فلک کشیده این سردار بزرگ گرد هم می آیند و مراسم زادروزش را گرامی می دارند . مردم ایران از شهرهای مختلف راهی کلیبر در شمال اهر می شوند . متاسفانه عده ای از ضد ایرانیان متحجر و وطن فروش نیز از این گردهم آیی ملی سو استفاده میکنند و با برافراشتن پرچمهای ترکیه و جمهوری آران ( آذربایجان ) سعی به انحراف کشیدن این یابود میکنند . این افراد که به پان ترکیسم مشهور هستند باقی مانده سید جعفر پیشه وری گجستک هستند که با امکانات روسهای متجاوز سعی در متلاشی کردن ایران داشت . به همین منظور همه ساله سپاه پاسداران دورادور کل این مراسم را تحت کنترل خود دارند .


http://www.ariarman.com/PAPAK-KHORAMDIN-BABAK-KHORAMDIN.htm.60%دیگر پاسخ ها
atousa97نام : سارا بادامیامتیاز : 166درصد بهترین پاسخ : 16%سارا بادامی (2)i

1.    87/10/1 (10:12)یک ایرانی زرتشتی هست که در زمان خلیفه عباسی بر ضد آن قیام کرد.20%
sahand_dakنام : سهند فیش والامتیاز : 344درصد بهترین پاسخ : 20%سهند فیش وال (34)i

2.    87/10/1 (10:26)یه آدم ترکی بوده که علیه عربها مبارزه میکرده.20%


ساير مطالب :
* آیا خوندن متن عربی قرآن بدون فهم ترجمه ثواب داره؟
* استودیو مجهز برای فیلمبرداری داخل تهران می شناسید؟
* معرفی یک موبایل با دوربین قوی !
* عکس هامو میریزم تو دی وی دی بعدش باز نمیکنه ؟
* این پیغام چی میگه ؟ وقتی میخوام یه فایلی رو در سی دی کپی کنم
* برنامه ای می خوام برای تبدیل pdf به word البته زبان فارسی ر
* بازی مربیگری فوتبال
* سلام من یه وبلاگ دارم
* IP یعنی چه؟
* آیاروی گوشی NOKIA6630رادیوقابل نصب است یانه اگرهست چگونه ؟