تبليغات
راه رسیدن به عرفان چیست؟


مشخصات سوال
hamid_drifterنام : حمیدرضا جونامتیاز : 15درصد بهترین پاسخ : 12%حمیدرضا جون (17)i

9 آبان 88 - 10:14راه رسیدن به عرفان چیست؟ اطلاعات بیشتر : اگه میشه توضیح رو خیلی ساده بدیدتاریخ ایجاد سوال : 9 آبان 88 (10:14)تاریخ بسته شدن سوال : 25 آبان 88تعداد بازدید :287تعداد پاسخ ها : 6طبقه بندی : مذهبی » غیره- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
راه رسیدن به عرفان چیست؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
asabooryنام : اکبر صبوریامتیاز : 753درصد بهترین پاسخ : 27%اکبر صبوری (31)i

88/8/9 (10:54)سلام

عرفان یعنی شناخت و آنچه در اینجا منظور است شناخت خداوند است و طرق مختلفی دارد
اما اگر انسان خودش را به خوبی بشناسد خدایش را خواهد شناخت
حضرت علی ع: من عرف نفسه فقد عرفه ربه
حضرت می فرمایند: هر کس خودش را بشناسد همانا خدایش را خواهد شناخت.

یا حق.37%دیگر پاسخ ها
roohollahdamghaniنام : روح الله رستمیانامتیاز : 1284درصد بهترین پاسخ : 45%روح الله رستمیان (78)i

1.    88/8/9 (15:51)تنهارارسیدن به عرفان اتصال به منبع عرفان است ومنبع واقعی عرفان اهل بیت هستن ودر شرایط وزمان حال عارف کامل ووارسته امام زمان (عج) میباشد.25%
sheida13نام : شیدا اصغریامتیاز : 747درصد بهترین پاسخ : 6%شیدا اصغری (150)i

2.    88/8/13 (11:43)www.interuniversal.persianblog.ir
اگر سئوالی داشتید برام میل بزنید.0%
fargol_gنام : فرگل خاتون مشرقی غربت نشین امتیاز : 114درصد بهترین پاسخ : 2%فرگل خاتون مشرقی غربت نشین (55)i

3.    88/8/13 (21:07)Fekr KarDan Be khAlGhE KhoDa Fekr Fekr Fekr Rajebe Kochiktarin chiza.0%
mowarrekhنام : تاریخ پژوه امتیاز : 563درصد بهترین پاسخ : 52%تاریخ پژوه (126)i

4.    88/8/14 (22:02) قبل از هر چیز از طولانی بودن پاسخ پوزش می طلبم.
چه سخن زیبایی و چه معنی بلندی! یك قدم بر خویشتن نه! آن دگر بر كوی دوست
عرفان به دو بخش نظری و عملی تقسیم می شود. بسیارند كسانی كه فقط در عرفان نظری كوشیده حتی به مقام تدریس آن نیز نائل شده اند و كم نیستند سالكانی كه فقط به عرفان عملی پرداخته اند. دسته سومی هم هستند كه نادرند، عارفانی كه دو بعد نظر و عمل را هم سو و هم وزن، به كمال رسانده اند. حقیقت امر نیز، همین است كه كمال كامل در سایه سیر علمی و عملی حاصل می شود.
اساتید اخلاق و عرفان ابتدا سیر علمی را تدوین كرده اند كه مقدمه و زمینه سیر عملی را فراهم می كند. برای نمونه، سیر علمی در منظر علامه حسن زاده آملی(دامت بركاته) به این قرار است:
مرحله اول: دروس معرفت نفس (153 درس) تألیف خود استاد علامه
مرحله دوم: اتحاد عاقل و معقول (34 درس) تألیف خود استاد علامه
مرحله سوم: عیون مسائل نفس (66 عینی) تألیف خود استاد علامه
چنانچه در كنار این دروس، از محضر استادی كه مبانی عرفان نظری را خوب می داند، بهره مند شوید، و این سیر علمی را در چند سال طی كنید، بسیار آماده سیر عملی خواهید شد. آنگاه به دروس حاشیه ای می توان پرداخت.
«شرح چهل حدیث» و «شرح دعای سحر» و «مصباح الهدایه» امام خمینی(ره) دروس این بخش را تشكیل می دهد و بهتر است این درس ها توسط استاد ارائه شود. یكی از رسالت های استاد این است كه مقدمات طی راه عملی را فراهم می كند و مقدمه این راه «اهتمام تام و تمام به شریعت و رساله احكام» است.
نگارنده این سطور وقتی به یكی ازاساتید مراجعه ای داشت تا برنامه ای و دستوری بگیرد، جواب آن بزرگوار این بود «برای اینكه سیر شما سریعتر شود، از رساله احكام شروع كنید.»
مقلد هر كه هستید رساله عملیه آن فقیه بزرگوار را سرلوحه تمام كارهای نظری و عملی خود قرار دهید و به یقین بدانید تا پایان راه سلوك، به این ره توشه نیاز هست و اصلاً فقه و عرفان در هیچ مرحله و در هیچ مرتبه ای از هم جدایی ندارند.
گذشته از این مطالب، بر ای این كه مقداری از سوز و عطش شما را فرو بنشانیم، به برخی عرصه های سیر و سلوك اشاره می كنیم. امید داریم، اگر راهنما و راهگشا بود، ما را از نتایج آن آگاه ساخته، این ارتباط دوام یابد تا زمانی كه خداوند توجه كند و خود تربیت بنده سالكش را، بطور مستقیم، بر عهده گیرد كه او ولی صالحان و مؤمنان است، (سوره بقره، آیه الكرسی)
عزم و اراده: عزم راسخ اولین ركن سیر و سلوك است. عزم آن نیروی خدادادی است كه استواری و استحكام آدمی را تضمین می كند. عزم از چند جهت اهمیت دارد:
اول: عزم و اراده همچون رشته ای است كه تمسك به آن، آدمی را از سقوط در دام نفس، شیطان و دنیاگرایی، حفظ می كند.
دوم: آنچه انسان را در مسیر رشد و كمال سیر می دهد، عزم است.
گوهر خود را هویدا كن، كمال این است و بس خویش را در خویش پیدا كن، كمال این است و بس
(میرزا حبیب مجتهد خراسانی)
سوم: عزم ركن بنیادین سلوك است. امام كاظم(ع) در دعای 27 رجب، به اهمیت عزم در سلوك الهی، این گونه تصریح نموده اند: (خدایا!) من حقیقتاً دانستم؛ بهترین توشه روندگان به درگاهت؛ بهترین زاد راه قاصدان كویت، تصمیم جدی و اراده راسخ است. اراده راسخی كه تحت اختیار توست. (خدایا!) با تصمیم جدی با تو مناجات می كنم، (و قد علمت ان افضل زاد الراحل الیك عزم اراده یختارك بها؛ حاج شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 254)
معنای عزم چیست؟ تصمیم جدی و قطعی و بی بر و برگرد را عزم گویند. خصوصیت عزم این است كه به انسان حالت می دهد و او را بی قرار، واله و شیدا می سازد. همچون كسی كه می خواهد مسافرتی برود، شب پیش از سفر از خواب می پرد. عزم در سیر و سلوك نیز اینگونه است. سالك بوسیله عزم، بدون اینكه اعمال زیادی را انجام داده باشد، مراتبی درونی را طی می كنند.
امام علی(ع) درباره ویژگی های پرهیزكاران می فرماید: «روز را به شب می رساند در حالی كه همواره سپاسگزار است . شب را روز می كند در حالی كه همواره با یاد حق به ذكر مشغول است (ذكر در واقع مطابق بودن اعمال با گفتارهای قرآن است)، «یمسی و همه الشكر و یصبح و همه الذكر یبیت حذرا و یصبح فرحاً».
در ادامه می فرماید: شب را به پایان می برد در حالی كه از غفلت خویش نسبت به حق می ترسد و روز را با شادی اعمال خوب كه انجام می دهد به پایان می برد، (نهج البلاغه، خطبه همان یا متقین)
تقویت دیگر اصول و اركان سیر و سلوك، مانند: ایمان، صداقت، خویشتن داری و ... به تقویت عزم بستگی دارد. دوام و قوام این اصول به عزم است.
یقظه (بیداری): بزرگان معارف و اخلاق یقظه (بیداری) را نخستین مرحله سیر و سلوك می دانند. سالك ابتدا باید بیدار شود، بعد عازم گردد.
ممكن است انسان بیدار شود ولی عزم نكند و به حركت در نیاید. در مقابل، عزم بدون حركت و رفتن هم امكان دارد. به تعبیری انسان عازم هر لحظه در تلاش و تكاپو است.
سخن گهر بار امام جواد(ع) كه اساتید اخلاق تأكید بسیاری بر آن دارند، دلیل این مدعاست؛ «با دل ها به سوی خدای تعالی آهنگ نمودن رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است»، (القصد الی الله ثم بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارج بالاعمال) ، (بحارالانوار، ج 75، ص 364)
بركات عزم
1. بهره گیری از عنایت ها و توفیقات الهی. «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون كسانی كه گفتند: پروردگار ما الله است، نه ترسی برای ایشان است و نه اندوهگین شوند» (احقاف، آیه 13).
در گفتن «ربنا الله» اسراری هست كه به عزم مربوط می شود.
2. شفاعت و دستگیری: سالك در طی مسیر به كمك نیاز دارد. در این حالت كسانی كه در مسیر صعود به كمالات، مقدم بر او هستند او را دستگیری می كنند. به بیان دیگر تربیت و ایصال نفوس مستعد، در سیر مدراج كمالات باطنی، بر عهده اهل بیت عصمت، بخصوص حضرت ولی عصر(عج)، است، («من اراد الله بدأبكم و من وحده قبل عنكم و من تصده توجه بكم؛ هر كه خدا را خواهد باید از شما آغاز كند، و هر كس كه بخواهد خداوند را به یكتایی و یگانگی بشناسد و پرستش كند، از تعلیمات شما آن را می پذیرد و هر كه آهنگ او را كند، به شما رو آورد (و شما را وسیله قرار دهد» (مفاتیح الجنان، زیارت جامعه كبیره).
3. جذبه: مقامات معنوی و مدارج عرفانی در سیر و سلوك فراوان بلكه بی نهایت است. انسان، با توجه به اینكه در حصار محدودیت هایی همچون كوتاهی عمر و ضعف بنیه به سر می برد، هر قدر هم ره بپیماید، باز نمی تواند به همه كمالات برسد. این جا است كه اگر او را جذب نكنند، خود او به جایی نمی رسد.
اگر دیده می شود فردی یك مرتبه از گناهان فاصله گرفته، به معنویات روی می آورد و یا كسی كه با یك موعظه، به حق و حقیقت معطوف می شود و در فاصله كوتاهی، به طهارت ظاهری و باطنی می رسد، به این حالت ها «جذبه» گویند. پس معنی جذبه این شد كه شخص قابلیتی می یابد كه به وسیله آن، [بدون اینكه مقدمه چینی و تلاش زیادی كند]، به نتیجه می رسد.
بسترهای عزم: عزمی كه درباره آثار و بركات آن صحبت كردیم، نعمت و بركتی است كه تنها بسترهای مهیا و آماده، فرودگاه و نزولگاه آن است. عزم در جان هایی ساكن می شود كه از قیود شهوت پرستی، هوامحوری و شیطان مداری رها شده باشند.
امیر بیان، حضرت علی(ع) در نهج البلاغه، به صراحت تمام فرموده اند كه: «و لا تجتمع عزیمه و ولیمه؛ عزم و اراده برای رسیدن به كمال و مقامات عالیه با سور چرانی و راحت طلبی سازگار نیست!» (میزان الحكمه، ج 12920 به نقل از نهج البلاغه، خ 241).
بعد در ادامه می فرمایند: چه بسا خواب های شب كه تصمیم های روز را از بین برده، و تاریكی های فراموشی كه همت های بلند را نابود ساخته است.»
پس عزم و عازم را علامت هایی است:
1. پارسایی و بلند طبعی در شئون اندیشه، گفتار و رفتار.
پیشوای عارفان، امام علی(ع) در طی توصیه ای به فرزند خود امام مجتبی(ع)، به ایشان و هر انسانی كه طالب رهروی است، این درس را می دهد كه: «نفس خود را از هر پستی بازدار، هر چند تو را به اهدافت رساند! «و اكرم نفسك عن كل دنیه و ان ساقتك الی الرغائب» ؛ (نهج البلاغه، نامه 31)
2. استقامت و بردباری در برابر سختی ها و نیز تدبیر و چاره جویی برای غلبه بر آنها.
استحكام، صلابت و استقامت انسان در برابر مشكلات، ریشه در عزم و اراده او دارد. انسان های مصمم و عازم، نه تنها در مقابل مصائب عقب نشینی نمی كنند و چون كوه استوارند بلكه ناهمواری های صعود به قله كمالات را با تدبیر و جدیت هموار و آسان می سازند.
3. چیرگی اراده بر هوا و هوس در نهاد انسان (نهج البلاغه، خطبه متقین)
در پایان این بخش از سخن، به این نكته اشاره می كنیم كه برای تقویت عزم لازم است در دو حیطه تلاش و كوشش شود:
- تقوا ، عفت، پروا پیشگی، پاكدامنی و پارسایی.
- دعا، ذكر، مناجات و توسل برای ایجاد عزم.
ارتقاء سطح عبودیت: یكی از والاترین مقامات معنوی «بندگی خداوند» است و بندگی راز آفرینش و فلسفه خلقت انسان است. وجود پاك خداوند می فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون؛ من جن و انس را نیافریدم جز برای این كه عبادتم كنند (و از این راه تكامل یابند و به من نزدیك شوند)» (ذاریات، آیه 56).
انسان با مجاهده و تلاش می تواند به مقام عبودیت برسد و بندگی خدا برای كسی مقدور و میسور است كه از بند و بندگی غیر خدا رها شده باشد.
برای بلندی و برتری این مقام همین بس كه ما در تشهد نماز ابتدا به عبودیت پیامبر(ص) اقرار می كنیم و سپس به رسالت آن بزرگوار «اشهد ان محمدا عبده و رسوله»
به راستی، بندگی ما بر چه اساس و به جه نحوی است؟ آیا خدا را از روی ترس از عذاب، یا طمع رسیدن به بهشت، یا نه، از سر محبت می پرستیم؟ اگر پاسخ این سؤال، عبادت از روی محبت است، باز این سؤال مطرح می شود كه در سایر مراحل و شؤون زندگی در چه حال به سر می بریم؟
در خواب و بیداری، در خلوت و در جمع، در خانه و در اجتماع، با چه افكار و چه كارهایی مشغولیم؟
ارتقای سطح عبودیت، نیاز به طرح و برنامه ای متین و جامع دارد. امام راحل كه به حق پیشگام اخلاق و عرفان بود در این زمینه به كتاب مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی اهتمام خاصی داشت.
در كنار «مفاتیح الجنان» چند كتاب مورد توجه ویژه راهیان كوی دوست است از جمله:
1- ترجمه المراقبات (در اعمال ماه ها)، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی
2- اسرار الصلوه، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی
محتوای این كتاب ها سالك را به چهار عمل سوق می دهد كه در مجموع «اركان چهارگانه سیر و سلوك» نامیده می شود. این اصول عبارت است از:
الف) مشارطه؛ سالك هر بامداد و نیز در هر فرصت مناسب با خود شرط می كند كه از راه هدایت (صراط مستقیم) خارج نشود. حتی اعضاء و جوارح را تلقین مثبت می دهد تا از سرمایه عمر بهترین بهره را برده، در جهت رسیدن به كمال تلاش كنند.
ب ) مراقبه؛ پس از مشارطه، باید از نفس مراقبت و مواظبت نمود تا از آنچه با او شرط شده تخلف و سرپیچی نكند. به اصطلاح باید زمام كنترل نفس را محكم گرفت.
سالك به وسیله مراقبه دو كار می كند:
1. از انحراف نفس به بیراهه ها و سقوط در رذایل اخلاقی جلوگیری می كند.
2. نفس را بر انجام اعمال شایسته وامی دارد.
ج ) محاسبه؛ سالك پس از فعالیت روزانه، به هنگام فراغت، به بررسی و سنجش كارهای روزانه خود می پردازد. اگر آنچه انجام داده، مطابق شروط انجام شده بود، شكر می كند و از خداوند توفیق روزافزون می طلبد و اگر خطا و لغزش دید، اقدام به «معاتبه و معاقبه» كه ركن چهارم سیر و سلوك است می كند. به این ترتیب كه اگر تخلف و تخطی جزئی بود، نفس را سرزنش و عتاب می كند؛ اما اگر لغزش در سطح گناه بود، علاوه بر عتاب، دست به عقوبت و مجازات نفس می زندمطالعه كنید: رساله لقاء الله ، مرحوم میرزا جواد آقا ملكی تبریزی [منظور از ارجاع به این كتاب شریف، این است كه كمیت و كیفیت «اركان چهارگانه سلوك» تحت نظارت و بررسی یك راهنما یا منبع و مرجع معتبر انجام شود تا از هرگونه افراط و تفریط در این امور جلوگیری به عمل آید]).
گر مراقب باشی و بیدار تو بینی هر دم پاسخ كردار، تو
هین مراقب باش گر دل بایدت كز پی هر فعل چیزی زایدت
ور از این افزون تو را همت بود از مراقب كار بالاتر رود
پس چو آهنگر چه تیره هیكلی صیقلی كن صیقلی كن صیقلی
تا دلت آیینه گردد پر صور اندرو هر سو ملیحی سیم بر
(مثنوی، دفتر چهارم، بیت های 2459 به بعد)
در این باره می‏توانید از كتاب‏های زیر استفاده كنید:
1- رساله لقاءاللّه میرزا جواد ملكی تبریزی
2- المراقبات میرزا جواد ملكی تبریزی.37%
iran_750نام : مریم پاییزیامتیاز : 40364درصد بهترین پاسخ : 11%مریم پاییزی (60)i

5.    88/8/15 (11:22)سلام خوبی
پاسخ 1 درست است.0%


عرفان یا سیر و سلوک برای رسیدن به خدا چند مرحله است ؟


مشخصات سوال
mas8747نام : مسعود حسنیامتیاز : 13درصد بهترین پاسخ : 6%مسعود حسنی (6)i

29 دی 87 - 17:15عرفان یا سیر و سلوک برای رسیدن به خدا چند مرحله است ؟ اطلاعات بیشتر : چند مرحله یک سالک باید طی کنه تا در این دنیا تمام مراحل رو طی کرده باشه ؟تاریخ ایجاد سوال : 29 دی 87 (17:15)تاریخ بسته شدن سوال : 6 بهمن 87تعداد بازدید :136تعداد پاسخ ها : 9طبقه بندی : مذهبی » اعتقادی- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
عرفان یا سیر و سلوک برای رسیدن به خدا چند مرحله است ؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
p_eteghadatنام : اعتقادات پاسخگوامتیاز : 2974درصد بهترین پاسخ : 51% اعتقادات پاسخگو (289)i

87/10/30 (16:09)به نام خدا
برخی به استناد حدیث نبوی" دون الله سبعون الف حجاب من نور و ظلمه" معتقدند كه از تاریك خانه نفس انسان تا مقام توحید، هفتاد هزار منزل و مقام یا حجاب نور و ظلمت وجود دارد، بلكه مطابق حدیث معراجیه نود هزار حجاب و منزل میان انسان و توحید است.
برخی هفتاد هزار را به طریق جمع و تلخیص در هفت منزل خلاصه كرده‌اند، چنان كه امام خمینی(ره) می‌فرماید: "و از این هفتادهزار حجب نوریه و ظلمانیه گاهی به طریق جمع تعبیر به هفت حجاب شده" (3) عارف رومی به همین منازل اشاره می كند:
هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یك كوچه‌ایم
در مجموع می‏توان گفت مهم‏ترین مراحل سیر و سلوك عبارتند از: 1 - تفكر، 2 - عزم بر ترك گناه و انجام واجبات، 3 - توبه، 4 - مشارطه: در اول روز با خود شرط كند كه امروز برخلاف دستور خدا عمل نكند.
5 - مراقبه: در طول روز مواظب باشد گناهی از او سر نزند. 6 - محاسبه: به هنگام شب از خود حسابرسی نماید. 7 - معاقبه: در برابر خطاهایی كه از او سر زده است، خود را مجازات نماید.(2)
مرحوم ملكی تبریزی (یكی از اساتید معروف سیر و سلوك) در رساله لقاء الله، برای سیر و سلوك برنامه‏ای را پیشنهاد كرده است.
1 - تصمیم و نیت برای پیمودن این راه.
2 - توبه صحیح از گذشته، به طوری كه او را دگرگون سازد.
3 - برگرفتن توشه راه، كه برای آن چند برنامه ذكر كرده است:
أ) در صبح، مشارطه؛ در روز، مراقبه؛ در شامگاهان، محاسبه.
ب) توجه به اوراد و اذكار و توجه به وظائف بیداری و هنگام خواب.
ج) توجه به نماز شب و خلوت با خداوند و شب زنده داری و ریاضت در مسئله خواب و خوراك كه از حد لازم تجاوز نكند.
4 - بهره‏گیری از تازیانه سلوك و آن عبارت است از: مؤاخذه كردن خویشتن به خاطر توجه به دنیا و كوتاهی در برابر حق و سرزنش خویش‏
در پایان كتاب‏های رساله لقاء الله از ملكی تبریزی چهل حدیث از امام خمینی، مقالات از محمد شجاعی، اخلاق عملی از مهدوی كنی و اخلاق در قرآن از مكارم شیرازی را معرفی می‏كنیم.
كلوب مركز ملی پاسخگویی
http://www.cloob.com/clubname/pasokh
.0%دیگر پاسخ ها
arsenafchنام : بابایی امتیاز : 445درصد بهترین پاسخ : 17%بابایی (35)i

1.    87/10/29 (17:31)با سلام .
عرفان و سیر و سلوک به سمت خدا 7 مرحله دارد . هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
SIN.68.52%
s_nematiنام : سعید نعمتیامتیاز : 9310درصد بهترین پاسخ : 56%سعید نعمتی (4)i

2.    87/10/29 (17:31)منازل سیر و سلوک


در كتب عرفانى درباره این منازل و مقامات به تفصیل بحث شده است ابن سینا در اشارات می گوید:« اول درجات حركات العارفین ما یسمونه هم الارادة و هو مایعترى المستبصر بالیقین البرهانى اوالساكن النفس الى العقد الایمانى من الرغبة فى اعتلاق العروة الوثقى فیتحرك سره الى القدس لینال من روح الاتصال. اولین منزل سیر و سلوك عارفان آن چیزى است كه آنان را «اراده » مى نامند و آن عبارت است از نوعى شوق و رغبت كه در اثر برهان یا تعبد و ایمان در انسان براى چنگ زدن به دستگیره با استحكام حقیقت پدید مى آید، آنگاه روح و ضمیر به جنبش مى آید تا به اتصال به حقیقت دست یابد. عرفا اولا به اصلى معتقدند كه با این جمله بیان مى كنند: «النهایات هى الرجوع الى البدایات». پایانها بازگشت به آغازها است.



بدیهى است كه اگر بخواهد نهایت عین بدایت باشد دو فرض ممكن است. یكى اینكه حركت روى خط مستقیم باشد و شى ء متحرك پس از آنكه به نقطه خاصى رسید تغییر جهت دهد و عینا از همان راهى كه آمده است بازگردد. در فلسفه ثابت شده است كه چنین تغییر جهتى مستلزم تخلل سكون است ولو غیر محسوس، به علاوه این دو حركت با یكدیگر متصاد مى باشند. فرض دوم این است كه حركت روى خط منحنى باشد كه همه فواصل آن خط با یك نقطه معین برابر باشد. یعنى حركت روى قوس دایره باشد. بدیهى است كه اگر حركت روى دایره صورت گیرد طبعا به نقطه مبدا منتهى مى شود. شى ء متحرك در حركت روى دایره، اول از نقطه مبدا دور مى شود و به نقطه اى خواهد رسید كه دورترین نقطه ها از نقطه مبدا است. آن نقطه همان نقطه اى است كه اگر قطرى در دایره ترسیم شود از نقطه مبدا، به همان نقطه خواهد رسید. و همین كه به آن نقطه برسد، بدون آنكه سكونى متخلل شود بازگشت به مبدا (معاد) آغاز مى شود.




عرفا مسیر حركت از نقطه مبدا تا دورترین نقطه را «قوس نزول » و مسیر از دورترین نقطه را تا نقطه مبدا «قوس صعود» مى نامند. حركت اشیاء از مبدا تا دورترین نقطه یك فلسفه دارد. آن فلسفه به تعبیر فلاسفه اصل علیت است و در تعبیر عرفا اصل تجلى است. به هر حال حركت اشیاء در قوس نزول مثل این است كه از عقب رانده مى شوند، ولى حركت اشیاء از دورترین نقطه تا نقطه مبدا فلسفه اى دیگر دارد. آن فلسفه اصل میل و عشق هر فرع به بازگشت به اصل و مبدا خویش است; به عبارت دیگر اصل فرار هر جدا شده و تنها و غریب مانده به سوى وطن اصلى خودش است. عرفا معتقدند كه این میل در تمام ذرات هستى و از آن جمله انسان هست ولى در انسان گاهى «كامن » و مخفى است، شواغل مانع فعالیت این حس است، در اثر یك سلسله تنبهات این میل باطنى ظهور مى كند.ظهور و بروز همین میل است كه از آن به «اراده » تعبیر مى شود.


این اراده در حقیقت نوعى بیدارى یك شعور خفته است. عبدالرزاق كاشانى در رساله «اصطلاحات » كه در حاشیه شرح منازل السایرین چاپ شده است در تعریف اراده مى گوید: جمرة من نار المحبة فى القلب المقتضیة لاجابة دواعى الحقیقة اراده پاره آتشى است از آتش محبت كه در دل مى افتد و ایجاب مى كند كه انسان به بانگهاى حقیقت پاسخ اجابت دهد. خواجه عبد الله انصارى در «منازل السائرین » در تعریف اراده مى گوید: « و هى الاجابة لدواعى الحقیقة طوعا». اراده پاسخگوئى (پاسخگوئى عملى) است كه انسان با آگاهى و اختیار به دواعى حقیقت مى دهد. نكته اى كه لازم است یادآورى شود این است كه اراده در اینجا اول منزل خوانده شده است. مقصود بعد از یك سلسله منازل دیگر است كه آنها را بدایات و ابواب و معاملات و اخلاق مى نامند. یعنى از آنجا كه در اصطلاح عرفا «اصول » خوانده مى شود و حالت عرفانى حقیقى پدید مى آید، اراده اول منزل است.


مولوى «اصل النهایات هى الرجوع الى البدایات» را اینچنین بیان كرده است: جزءها را رویها سوى كل است بلبلان را عشق با روى گل است آنچه از دریا به دریا مى رود از همانجا كامد آنجا مى رود از سر كه سیلهاى تندرو وز تن ما جان عشق آمیز رو مولوى در دیباچه مثنوى سخن خود را با دعوت به گوش فرا دادن به درد دلهاى «نى » آغاز مى كند كه از جدائى و دور شدن از نیستان مى نالد و شكایت مى كند.مولوى در حقیقت در اولین ابیات مثنوى اولین منزل عارف یعنى «اراده » به اصطلاح عرفا را طرح مى كند كه عبارت است از شوق و میل به بازگشت به اصل كه توام با احساس تنهائى و جدائى است. مى گوید: بشنو از نى چون حكایت مى كند از جدائیها شكایت مى كند كز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق هر كه او مهجور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش مقصود بوعلى در عبارت بالا این است كه «اراده »میل و اشتیاقى است كه در انسان پدید مى آید پس از احساس غربت و تنهائى و بى تكیه گاهى، براى چنگ زندن و متصل شدن به حقیقتى كه دیگر با او نه احساس غربت و تنهائى است و نه احساس بى تكیه گاهى.

مطالب بیشتر را درلینک زیر ببینید:
http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=9236.29%
haghmadarنام : یک حقمدارامتیاز : 102درصد بهترین پاسخ : 0%یک حقمدار (3)i

3.    87/10/29 (21:08)با سلام

مراحل 10 گانه صدگانه و چند گانه دیگر که طبق ذوق و سیره عرفاء متفاوت می باشد

برای اطلاعات بیشتر به این وبلاگ مراجعه کنید

www.yoghenoon.blogfa.com.0%
254cنام : مهرداد وامتیاز : 95درصد بهترین پاسخ : 0%مهرداد و (21)i

4.    87/10/29 (22:07)عرفای عقل گرا 7 مرحله متصورند ( شما میتوانید به تفسیر تسنیم ذیل آیه تطهیر مراجعه کرده و اطلاعات بیشتری بیابید ).
در رابطه با عرفایی که از وادی عشق سیر و سلوک میکنند نیز باید بگویم به جای تعداد مراحل بیشتر خلوص در عشق مطرح است هرچه نیت خالص تر جایگاهی بالاتر.5%
taabadiyatنام : دریا سکوتامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%دریا سکوت (13)i

5.    87/10/29 (22:08)7 مرحله که آخرین آن فنا است پس من توصیه میکنم از این راه صرف نظر کنید
.11%
afsanejunنام : افسانه محمدیامتیاز : 593درصد بهترین پاسخ : 6%افسانه محمدی (175)i

6.    87/10/29 (23:07)www.naria.ir
www.naria5.blogfa.com
دوست عزیز من. شما بهتره بدونید که تمام این حرفها سر کاریست. برای اطلاعات بیشتر می تونید کتاب اسلام و شمشیر رو از آدرس اول دانلود کرده و بخونید اما اگر نه به اون آدرس ها رفتی و نه اون کتاب رو خوندی پس لطفا این متن رو که کمتر از 3 دقیقه از وقتت رو می بره رو بخون و کمب فکر کن:
http://akharinakhbar.blogfa.com/post-36.aspx
این متن بی نظیر رو هرگز و در هیچ جای دیگه در مورد صوفیه و عرفان و فرق اسلامی نخواهی خواند و در ضمن اگر خواستی می تونی درخواست ارائه اسناد بیشتر رو بهشون بدی و بخوای که بهت جواب بدن.
خداوند به همه ما عقل و ترک تعصب عنایت کنه، آمــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــن.0%
armandodvنام : آرمان خامتیاز : 11624درصد بهترین پاسخ : 41%آرمان خ (48)i

7.    87/10/30 (22:25)به راه بادیه رفتن به ز نشستن باطل
تو راه بیفت، خودش میبره!
اگه بخوای برسی، به اینکه چند مرحله داره و چند تا غول، چند بار میتونی
Resurrect کنی و چیت نسوز داره یا نش کار نداشته باش!
با عرض شرمندگی به همه ی اهل قلم و ادب، این چیزا کتاب متاب ورنمیداره، کاره دله چه کنم؟.0%
naeimdarvishنام : نعیم داداشیامتیاز : 110درصد بهترین پاسخ : 12%نعیم داداشی (5)i

8.    87/11/5 (23:00)سلام دوست من
"حرفم از یه منبع موسخ "
13 مر حال داره واسه تحقیق بیش تر برو سایت hoopa استاد مشایخی serch kon
تا بعد...!

.0%


فرق عرفان ایرانی با عرفان هندی چیست؟


مشخصات سوال
kabook1نام : مادر مرهبون ****امتیاز : 94درصد بهترین پاسخ : 0%مادر مرهبون **** (5)i

15 دی 86 - 13:27فرق عرفان ایرانی با عرفان هندی چیست؟ اطلاعات بیشتر : چه فرقهایی بین این دو تا عرفان وجود داره و کدوم بهتره ؟یاکدون راحت تره ؟تاریخ ایجاد سوال : 15 دی 86 (13:27)تاریخ بسته شدن سوال : 17 دی 86تعداد بازدید :97تعداد پاسخ ها : 5طبقه بندی : علوم » علوم ماوراء طبیعی- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
فرق عرفان ایرانی با عرفان هندی چیست؟ 








ایجاد علامتدیگر پاسخ ها
313taنام : علی مامتیاز : 5556درصد بهترین پاسخ : 14%علی م (9)i

1.    86/10/15 (14:51)هر دو چرتند اما صد رحمت به عرفان هندی که کشفیاتشو نمیچسبونه به دین..0%
sh_deنام : شهرام فرادرمانگر امتیاز : 193درصد بهترین پاسخ : 6%شهرام فرادرمانگر (65)i

2.    86/10/15 (19:21)سلام مادر مهربون
عرفان در واقع راه رسیدن به حق تعالی است كه به شامل 2 قسمت است . عرفان نظری و عرفان عملی . عرفان نظری همان چیزهای است كه در كتابها میخوانیم و یا دیگران راجع به ان اظهار نظر میكنند و عرفان عملی اتصال به حق به روشهای مختلف مانند عرفان ایرانی ، اسلامی ، هندی ، سرخپوستی و غیره است . اگر فرض كنیم كه شیادی در انها نباشد همه انها یكی است ولی برای هر قومی به زبان خودش در واقع ما ایرانیان اگر چه میتوانیم به شیوه هندی عارف شویم ولی لقمه را دور سرمان پیچیانده ایم و راه خود را دور كرده ایم .....
مدتی است كه من با عرفان حلقه ( شبكه شعور كیهانی ) كه مبتنی بر عرفان ایرانی و عرفان اسلامی است و هر دوجنبه نظری و عملی را در خود دارد اشنا شده ام . اگر علاقه مندی به سایت موسسه به ادرس
http://www.interuniversal.persianblog.ir
رجوع كن و اگه علاقه مندی در كلاسهاش شركت كن . در اصفهان هم كلاس داره و به زودی دوره جدیدش شروع میشه
احتباجی به ریاضت هم نداره .
اگه اطلاعات اضافه خواستی با من تماس بگیر

.0%
mahbod_brokenheartنام : مهبد ثابتامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%مهبد ثابت (22)i

3.    86/10/15 (23:12)مهمترین تفاوت در قبول توحید در عرفان اسلامی هستش که در عرفان هندی هزاران خدا و الهه وجود داره که اونها اعتقاد دارند که اول باید از فلان الهه و بهمان خدا شروع کنی تا به نهایت برسی.///// فرق دیگه اش اینه که مفاهیم و اعتقادات عرفان اسلامی جنبه وحیانی داره ولی عرفان هندی و ... با تجربه دینی و شخصی مرتاضها و اساتیدشون با آزمایش و خطا به دست اومده که بعضی هاشون به جای رسیدن به مقصد سر از چاه در میاره. /// یکی از مهمترین فرقهاشون هم توی نوع ریاضت کشیدنهاست که در عرفان اسلامی اعمال شاق و طاقت فرسا وجود نداره ولی در عرفان هندی در حد مرگ ریاضت های سخت و طاقت فرسا وجود داره. باز هم هست که در این مجمل نگنجد..33%
seena1369نام : سینا تقویامتیاز : 152درصد بهترین پاسخ : 2%سینا تقوی (124)i

4.    86/10/16 (14:57)dar erfaneh hendi shoma hamash bayad dar riazat bashi ta ghodrathayi ro bedast biyari amma erfaneh irani bar asase eshgh hastesh va hala chand khodayi oonha ke khob ghat an moshkelati ro dar pey dareh va mabaniye erfaneh ma erfanist ke ba din va jame e makhlooteh va jameye mitooneh bepazire amma erfaneh hendi na.0%


ساير مطالب :
* استفاده از موكن های برقی (اپی لیدی ) رو برای آقایون توصیه می
* برای موخوره مو باید چیکار کرد
* محصولات clinique
* با 5 تومان پول چه مغازه ای می شه راه انداخت که سودش بالا باش
* دفترچه کنکور کاردانی به کارشناسی دانشگاه آزاد کی میاد؟
* بهترین بازیکن سال امسال اروپا ازنظر شما؟
* كلینیك فوق تخصصی نازایی كجا هست
* یه بازی اکشن به من معرفی کنین
* max pein 3 اومده؟ 4 چی؟
* مشکل در دیدن پوشه های مخفی و به روز رسانی