تبليغات
علت بیماری آفت دهان و راه های پیشگیری و درمان آن ؟


مشخصات سوال
mas8747نام : مسعود حسنیامتیاز : 13درصد بهترین پاسخ : 6%مسعود حسنی (6)i

23 آذر 87 - 08:10علت بیماری آفت دهان و راه های پیشگیری و درمان آن ؟تاریخ ایجاد سوال : 23 آذر 87 (08:10)تاریخ بسته شدن سوال : 27 آذر 87تعداد بازدید :108تعداد پاسخ ها : 7طبقه بندی : علوم » پزشکی- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
علت بیماری آفت دهان و راه های پیشگیری و درمان آن ؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
akam22نام : آکام حبیبیامتیاز : 16649درصد بهترین پاسخ : 54%آکام حبیبی (24)i

87/9/23 (08:16)آفت دهان
دكتر جلیل مومن بیت الهی(استادیار گروه بیماریهای دهان و دندان)- دكتر فاطمه مهندس- زهرا آجرلو

مقدمه
زخم‌های آفتی می‌تواند بسیار دردناك بوده و با فعالیت‌های روزمره بیمار تداخل ایجاد نماید. از طرف دیگر این زخم‌ها می‌توانند آزار اندكی را برای بیمار ایجاد نمایند.

آفت دهان چیست؟
آفت نوعی از زخم‌های دهان محسوب می‌شود. برخی اصطلاحات متداول كه برای این زخم‌ها به كار می‌رود عبارتند از: زخم‌های كوچك راجعه آفتی و نیز استوماتیت آفتی راجعه.

علت ایجاد آفت چیست؟
مكانیسم دقیق ایجاد آفت هنوز به درستی روشن نیست. ولی به نظر می‌رسد واكنش‌های ایمنی بدن بیمار در ایجاد آن دخیل باشد. زخم‌های آفتی وقتی ایجاد می‌شوند كه به دلایل نامشخص سیستم ایمنی بیمار وجود یك مولكول ناشناخته را اعلام می‌دارد. حضور این مولكولها باعث حمله لنفوسیت‌ها خواهد شد. (همانند حمله همین سلولها به بافت پیوند شده به بیمار). نتیجه این فرآیند پیدایش زخم‌های آفتی خواهد بود.

چه عواملی باعث پیدایش آفت دهان می‌شوند؟
عوامل مختلفی باعث پیدایش زخم‌های آفتی می‌شوند. هر یك یا تركیبی از این موارد می‌تواند در پیدایش زخم‌های آفتی نقش داشته باشد:
1 - استرس‌های روحی روانی(مثلاًافزایش زخم‌های آفتی نزدیك امتحانات دانشجویان)
2 - كمبودهای ویتامینی (مثلاً كمبود ویتامین‌های B1, B2, B6, Bو C)
3 - كمبود سایر مواد تغذیه‌ای: مثل كمبود روی, اسید فولیك, آهن, كلسیم, سلنیم
4 - آلرژی (حساسیت): مثلاً آلرژی‌های غذایی(مثل آلرژی به گلوتن و یا میوه‌هائی مثل لیمو, پرتقال, سیب, گوجه‌فرنگی و یا توت‌فرنگی, پنیر و سایر لبنیات, شكلات, گردو)و یا, افزودنی‌های خوراكی(مثل سینامون آلدئید و یا بنزوئیك اسید)و یا سایر مواد مثل آدامس, مواد دندانپزشكی, داروها و غیره
5 - تغییرات هورمونی: مثلاً افزایش زخم‌های آفتی در خانمها در زمان عادت ماهیانه و یا كاهش زخمهای آفتی در دوران بارداری
6 - مسائل ژنتیكی: شیوع بیشتر آفت در فرزندان بیماران مبتلا در مقایسه با افراد سالم
7 - عوامل عفونی
8 - شرایط پزشكی خاص و بیماریهای مشخص مثل اختلال عمل نوتروفیلی, بیماری بهجت, بیماری التهابی روده, بیماری سیلیاك و كراون و بیماران مبتلا به ایدز
9 - خمیر دندانها یا دهانشویه‌های حاوی سدیم لوریل سولفات (SLS)
10 - تروما یا آسیب به مخاط دهان (مثلاً تحریك مخاط در اثر یك دندان تیز یا بعضی غذاها)

داروها: مثل داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی, بتابلاكرها, داروهای شیمی‌ درمانی كه همگی ارتباطی با بروز آفت‌های دهان دارند.

درمان آ‏فت دهان
هرچند درمان قطعی برای آفت وجود ندارد ولی روشهایی هست كه در كاهش مدت زمان حضور زخم و نیز كاهش درد و ناراحتی بیمار مؤثر است.
1- استفاده از خمیردندانهایی كه حاوی سدیم لوریل‌سولفات نباشند.
2- استفاده از محصولاتی كه مثل Orabase با ایجاد یك لایه محافظ روی زخم‌ها مانع تحریك آنها توسط عوامل محیطی می‌شوند.
3- محصولات بی‌حس كننده موضعی (مثل لیدوكائین, بنزوكائین)
4- داروهای ضدباكتریایی (مثل سولفات مس و ...)
5- داروهایی كه سطح زخم‌های آفتی را شستشو می‌دهند (مثل پراكسید هیدروژن و كار با میدپراكسید)
6- تركیب شیر منیزی و دیفن‌هیدرامین با نسبت مساوی 4 تا 6 بار در روز
7- داروهای گیاهی: برخی عصاره‌های گیاهی باعث تخفیف علائم بیماران آفتی می‌شوند
8- مصرف مرتب وروزانه ماست كه محتوی لاكتوباسیلوس اسیدوفیلوس باشد
9- كاهش عوامل آسیب زننده(تروماتیك) دهان مثل دندانهای شكسته, جرم زیاد, پركردگی‌های تیز و ...
10- رعایت بهداشت دهان به صورت دقیق و منظم
11- عدم مصرف غذاهایی كه ایجاد آفت را تشدید می‌نمایند. (مثل غذاهای آلرژیك)
12- درصورت كمبود تغذیه‌ای بایستی مكمل مولتی‌ویتامین مصرف شود.
13- عدم مصرف غذاها و مایعات محرك مثل آب‌لیمو یا رب‌گوجه‌ و ...
14- كاهش استرس
15- داروهای ضدالتهابی كه توسط پزشك تجویز می‌شوند: مثل آفتازولAphthasol, Kenalog in orabase كه همان تریامسینولون استوناید بوده و به نام تجاری Adcortyl در بازار ایران وجود دارد.
16- داروهای مهاركننده كلاژناز مثل تتراسایكلین و Peridex یا كلرهگزیدین گلوكانات .درمان با كلرهگزیدین می‌تواند سرعت بهبود زخم‌های آفتی را بهبود بخشد.

http://publicrelations.tums.ac.ir/articles/index.asp?articleID=103.85%دیگر پاسخ ها
afsanejunنام : افسانه محمدیامتیاز : 593درصد بهترین پاسخ : 6%افسانه محمدی (175)i

1.    87/9/23 (15:36)www.naria.ir
هزار تا علت داره استرس و زخم و تغییرات سطح ایمنی و دوره های ماهیانه و غیره که مهم نیست!
درمانش اگر مطمئنی که آفت هست و در دوره های مشخص نیست که احتمال نقص ایمنی بده زدن بتامتازون یا کلوبتازول و غیره که اصطلاحا کورتون می گن هستش روی پنبه و گذاشتن اون روی زخمه.
.0%
hr_big2002نام : حامد بیگامتیاز : 177درصد بهترین پاسخ : 2%حامد بیگ (87)i

2.    87/9/24 (15:43)salam
elate omde esteres
raayate behdashte dahan va dandan
.14%
polad_19نام : پارسا موسی پورامتیاز : 101درصد بهترین پاسخ : 0%پارسا موسی پور (0)i

3.    87/9/24 (22:02)جواب 1 خوبه اما به خودت دقت کن ببین چه وقتهایی بیشتر میشه .میوه های آبدار براش خیلی بده مخصوصا هندونه.0%
nasim_parvizنام : نسیم قاسمیامتیاز : 90درصد بهترین پاسخ : 0%نسیم قاسمی (11)i

4.    87/9/25 (10:08)سلام آقا مسعود
همه جوابها رو خوندم و همه علتها تقریبا درست بود ولی در مورد درمان ،ما در سال 79 در دانشگاه ایران((پزشکی) یه تحقیقی درباره آفت و رابطه آن با واکسن ب ث ژ انجام دادیم که بسیار جالب بود کسانیکه حداقل ماهی دوبار آفت میزدند با انجام واکسن به روی آنها میزان ابتلا به به آفت تا 9 الی 12 ماه به تعویق افتاد.ولی چیز دیگری که مورد بررسی قرار بگیرد این است آیا شما مبتلا به فشار خون بالا هستید یا نه؟چون تحقیقات نشان داده افرادی فشار خون بالا دارند و استرس نیز دارند و معمولا فشار خونشان را کنترل نمی کنند بیشتر مبتلا میشوند ولی اگر همین افراد از آتنلول استفاده باز میزان دفعات آفت بسیار کم میشود .و نکته ای باید افراد مبتلا به آفت باید رعایت کنند رعایت بهداشت دهان و دندان است و مسواک آنها نباید درجای مرطوب باشد و خداقل یک متر با توالت فاصله داشته باشد و درضمن سعی کنند از از غذای نرم استفاده کنند چون استفاده از غذای سفت و دارای ادویه زیاد مثلا چییپسهای و یا پفکها یا ته دیگها که میتواند باعث ایجاد خراش در سطح مخاط شود تا حد امکان خودداری شود یا حداقل به مبزان کم مصرف گردد.0%
nasirchzنام : نصیر خامتیاز : 110درصد بهترین پاسخ : 20%نصیر خ (14)i

5.    87/9/26 (01:06)جواب ها کاملا. ولی آخرین روش درمان تو ایران ب لیزر انجام شده که روی 70 نفرم جواب داده بدون عوارض جانبی. ولی به جز این مورد که هنوز وارد کتبای refrence نشده درمان قطعی برای افت وجود نداره..0%
margerang2007نام : masood soltaniامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%masood soltani (4)i

6.    87/9/27 (09:44)salam elat hanoz moshakhas nist.be taba on pishgiri.
darmani ke man tajrobe kardam:tarkibe darohaye zir
1 sharbate difen hidramin
2 do adad ampole degzametazon
3 ampole lidokaein
4 chahar adad ghorse sorfektant
makhlot karde,gher ghere konid bad bekhorid.0%


علت آفت دهان و لثه چیست؟ و در مان آن؟


مشخصات سوال
abteminaنام : مهتینا شکریامتیاز : 97درصد بهترین پاسخ : 0%مهتینا شکری (15)i

17 آبان 88 - 10:18علت آفت دهان و لثه چیست؟ و در مان آن؟تاریخ ایجاد سوال : 17 آبان 88 (10:18)تاریخ بسته شدن سوال : 17 آبان 88تعداد بازدید :34تعداد پاسخ ها : 1طبقه بندی : سلامتی » بیماریها- این سوال بسته شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
علت آفت دهان و لثه چیست؟ و در مان آن؟ 








ایجاد علامتپاسخی ارسال نشده است.


راه درمان و علت بیماری وسواس چیست؟


مشخصات سوال
amir56573نام : امیر درخششامتیاز : 355درصد بهترین پاسخ : 11%امیر درخشش (316)i

2 دی 87 - 11:05راه درمان و علت بیماری وسواس چیست؟تاریخ ایجاد سوال : 2 دی 87 (11:05)تاریخ بسته شدن سوال : 18 دی 87تعداد بازدید :135تعداد پاسخ ها : 8طبقه بندی : سلامتی » بیماریها- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
راه درمان و علت بیماری وسواس چیست؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
akam22نام : آکام حبیبیامتیاز : 16649درصد بهترین پاسخ : 54%آکام حبیبی (24)i

87/10/2 (11:06)وسواس چیست و چگونه آنرا درمان كنیم؟

وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏كنند و آن را حالتى مى‏دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده‏اى خاص، كه اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان كه حتى اختیار و اراده را از او سلب كرده و بیمار را وامى‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.
وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛تردید؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم دیگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،... متجلى مى‏شود آنچنانكه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد كه نكند دیوانه شده باشد.
انواع وسواس:وسواسهایى كه تمام فكر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏كند معمولا بصورتهاى زیر است:
وسواس فكرى:
این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد كه برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:
اندیشه درباره بدن:
بدین گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى‏كند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏بدن است.
رفتار حال یا گذشته:
مثلا در این رابطه مى‏اندیشد كه چرا در گذشته چنین و چنان كرده؟ آیا حق داشته است فلان كار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز كه مرتكب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فكر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.
اندیشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینكه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزیر به دفاع از یك اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏كند بدون اینكه آن مساله كوچكترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏كند بگونه‏اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.
2- وسواس عملى:
وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد كه ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏كنیم :
شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود كه هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونه‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است كه گویى از این امر احساس آرامش مى‏كند.
شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این كه اشتباهى در این امر صورت نگیرد.
راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
3- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محیط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.
4- وسواس الزام:
در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فكرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه كسانی بروز می كند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.
ب) در رابطه باهوش:
بررسیهاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى كه داراى هوش اندك و یا با درجه ضعیف باشند بسیار كمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر كم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى كه والدینشان معمولا محكومشان مى‏كنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.
پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند كه شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیكى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یكسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و كلى این امر كاملا مشهود نیست.
مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید كه این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.
ریشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏كنیم.
الف) وراثت:
تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسیها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.
ب) تربیت :
در این مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:
1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان این است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران كودكى پایه‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ویژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏كنند و مخصوصا والدینى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى كمترى دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشك و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.
3- تحقیر كودك:عده‏اى از بیماران وسواسى كسانى هستند كه دائما این عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى... و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم كرده است.
4- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حیات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران كودكى براى راضى كردن مربیان خود مى‏كوشیدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریك‏بینى و موشكافى وارد شوند.
5- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند كه در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏كشیدند.
- خسیس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعى مى‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (6)
درمان :
براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.
1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام كنند.
2- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را در محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مى‏شود.
3- ایجاد اشتغال و سرگرمى:تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون كشاند. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد. ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شیوه‏هاى اخلاقى:رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت:بیش از این هم گفته‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سریعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
7- زیرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینكه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است كه در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.
شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشكى:اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بكار گیرند.

بیماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است ; بویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:این هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است كه بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشاركتها در امور،... است.
ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... .
ج - روانكاوى و روان درمانى:كه در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و...
دکتر علی زاده.72%دیگر پاسخ ها
elhams3322نام : الی لیلیامتیاز : 152درصد بهترین پاسخ : 20%الی لیلی (10)i

1.    87/10/2 (13:19)اختلال شخصیت وسواسى جبرى چیست؟

وسواس یكى از شایع ترین اختلالات و بیمارى ها در جامعه است و متخصصان روان شناسى و روان پزشكان تعاریف گوناگونى را از این بیمارى ارائه داده اند. این بیمارى كه حدود 2 تا 3 درصد از جمعیت را گرفتار خود مى كند شامل فكر، احساس یا تصورات عود كننده و مزاحم براى شخص است كه در او ایجاد اضطراب مى كند. در نتیجه تعادل فرد به دنبال این بیمارى به هم مى خورد و او در سازگارى با محیط دچار مشكل مى شود. از نظر روانكاوان نیز وسواس یك بیمارى ناخودآگاه است كه اختیار و آزادى را از فرد سلب می کند و او را وامى دارد تا رفتارى را برخلاف میل و خواسته اش انجام دهد. اگرچه اكثر بیماران به بیمارگونه بودن رفتارشان آگاهى دارند ولى قادر به رها شدن از آن نیستند.

مطالعات در زمینه این بیمارى نشان مى دهد كه وسواس همگام با بلوغ در افراد به تدریج رشد مى كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد، ممكن است بیمار بهبود نسبى پیدا كند، ولى در غیر این صورت این بیمارى سیر رو به افزایش خواهد داشت. همچنین بسیارى از افراد كه دارى شخصیت هاى حساس هستند اذعان مى كنند كه در دوره هایى از زندگى این اختلال را تجربه كرده اند.


افراد مبتلا به این اختلال تلاش مى كنند تا از طریق توجه دقیق به موازین، جزئیات ریز، فهرست ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراى دقت افراطى اند، كارها را تكرار مى كنند، به جزئیات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالى را كنترل مى كنند. آنها نسبت به این حقیقت كه اطرافیانشان در برابر تأخیرها و ناراحتى هایى كه از این رفتار ناشى مى شود دلخور مى شوند، توجهی ندارند.

علامت اساسى اختلال شخصیت وسواسى- جبرى شامل نظم گرایى، كمال گرایى و كنترل روانى است. افراد مبتلا به این اختلال تلاش مى كنند تا از طریق توجه دقیق به موازین، جزئیات ریز، فهرست ها و برنامه ها بر همه امور كنترل داشته باشند. آنها داراى دقت افراطى اند، كارها را تكرار مى كنند، به جزئیات توجه فوق العاده دارند و به طور مكرر اشتباه احتمالى را كنترل مى كنند. آنها نسبت به این حقیقت كه اطرافیانشان در برابر تأخیرها و ناراحتى هایى كه از این رفتار ناشى مى شود دلخور مى شوند، توجهی ندارند. مثلاً وقتى چنین افرادى فهرستى از كارهایى را كه باید انجام دهند گم مى كنند به جاى این كه با كمك گرفتن از حافظه لحظاتى را صرف بازنویسى فهرست آن كارها كنند و به انجام آن كارها بپردازند، زمان زیادى را صرف جست و جوى آن فهرست مى كنند. براى كارها زمان كافى تخصیص نمى دهند و مهمترین كارها براى لحظه آخر گذاشته مى شود. افراد مبتلا به این اختلال به بهانه كنار گذاشتن فعالیت هاى تفریحى، اوقات خود را به طور مفرط وقف كار و بهره ورى مى كنند، ممكن است تمركز زیادى بر كارهاى روزمره خانگى داشته باشند (مثلاً تمیز كردن مفرط و تكرارى منزل). این افراد در مورد مسائل اخلاقى یا ارزش ها به طور افراطى وظیفه شناس، جدى و انعطاف ناپذیر هستند و ممكن است خود و دیگران را مجبور كنند كه در عملكرد از اصول اخلاقى خشك و معیارهاى خیلى سخت پیروى كنند. آنها در مورد اشتباهات خود از خود به طور بى رحمانه انتقاد مى كنند. این افراد گرفتار نظم افراط گونه اى هستند كه بر تمام روابطشان سایه مى اندازد، به طورى كه حتى قادر به جداشدن از اشیاى فرسوده یا بى ارزش نیستند چون معتقدند شاید در آینده بتوان از آنها استفاده كرد.



بى توجهى به جنبه هاى عاطفى ارتباط آنها را با خانواده دچار مشكل مى كند و در كار و محیط شغلى نیز برایشان مشكلات زیادى را به وجود مى آورد. اگر این اختلال در همان اوایل جوانى كه شروع آن است بهبود نیابد در بزرگسالى افسردگى نیز به آن اضافه خواهد شد. البته مانند سایر اختلالات روانى مى توان گفت كه در فرد دچار اختلال وسواسى- جبرى این نظم پذیرى و كمال طلبى نه تنها منجر به پیشرفت و رسیدن به هدف نمى شود بلكه در بسیارى از زمینه هاى زندگى باعث افت در عملكرد مى شود. در مورد علل و ریشه هاى این بیمارى اظهار نظرهاى بسیارى شده كه وراثت، وضع هوشى، عوامل اجتماعى و خانوادگى از جمله آنان هستند. تحقیقات نشان داده اند كه حدود 40 درصد وسواسى ها این بیمارى را از والدین خود به ارث مى برند. همچنین افرادى كه از نظر هوشى در حد متوسط و بالاى متوسط هستند، بیشتر درگیر این بیمارى مى شوند. بررسى ها حاكى از آن هستند كه والدین كمال جو كه فرزندان خود را براساس ضوابط خاصى تربیت مى كنند در وسواسى كردن آنها بسیار مؤثرند.


در شیوه رفتار درمانى با تقویت كردن پاسخ هاى مثبت و حذف پاسخ هاى منفى بیمار، روان درمانگر سعى در كاهش رفتارهاى وسواسى بیمار خواهد داشت البته در صورتى كه بیمار نسبت به بیمارگونه بودن رفتارش آگاهى داشته باشد كار درمانگر آسان تر خواهد شد و نتیجه بهترى به دست خواهد آمد. گروه درمانى نیز از جمله دیگر درمان هاى غیردارویى است كه در درمان این افراد مى تواند بسیار مفید باشد.
اهمیت وسواس زمانى بیشتر مى شود كه فرد در دوران كودكى انواع ناامنى ها را تجربه كرده باشد. از شیر گرفتن كودك به صورت ناگهانى، و تحقیر از جمله عواملى هستند كه زمینه را براى انواع ناراحتى هاى عصبى از جمله وسواس فراهم مى كنند.صفات شخصیتى دیده شده در افراد وسواسى از این قبیل است: اضطراب جدایى، مقاومت در برابر تغییر، اهل ریسك نبودن، دودلى، افكار خرافى و دلبستگى زیاد به كار. شیوع این بیمارى در میان زنان بیشتر است.

بسیارى از روان شناسان و روان پزشكان براى درمان این بیماران از دو روشرفتار درمانى و دارو درمانى استفاده مى كنند. در شیوه رفتار درمانى با تقویت كردن پاسخ هاى مثبت و حذف پاسخ هاى منفى بیمار، روان درمانگر سعى در كاهش رفتارهاى وسواسى بیمار خواهد داشت البته در صورتى كه بیمار نسبت به بیمارگونه بودن رفتارش آگاهى داشته باشد كار درمانگر آسان تر خواهد شد و نتیجه بهترى به دست خواهد آمد. «گروه درمانى» نیز از جمله دیگر درمان هاى غیردارویى است كه در درمان این افراد مى تواند بسیار مفید باشد. در درمان دارویى متخصص روان پزشك براى این بیماران دوزهاى مختلفى از انواع آرام بخش ها را براى رفع علایم اضطراب ، افسردگى و افكار وسواسى تجویز مى كند.

.8%
asdf55zxcنام : سعید فامتیاز : 92درصد بهترین پاسخ : 14%سعید ف (2)i

2.    87/10/2 (13:49)وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصیت‏خود بوده از غیر عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نوروزهاى شدید مى‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.
روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏كنند و آن را حالتى مى‏دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده‏اى خاص، كه اغلب وهم‏آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گیرد، آنچنان كه حتى اختیار و اراده را از او سلب كرده و بیمار را وامى‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قید آن رهایى یابد.
وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏شود :
اجتناب؛ تكرار و مداومت؛تردید؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.
علائم دیگر:در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏گیرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهایى،... متجلى مى‏شود آنچنانكه به اطرافیانش این احساس دست مى‏دهد كه نكند دیوانه شده باشد.
انواع وسواس:وسواسهایى كه تمام فكر و اندیشه افراد را تحت تاثیر قرار داده و احاطه‏شان مى‏كند معمولا بصورتهاى زیر است:
وسواس فكرى:
این وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد كه برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زیر است:
اندیشه درباره بدن:
بدین گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى‏كند و در صدد به‏دست آوردن دارویى جدید براى سلامت‏بدن است.
رفتار حال یا گذشته:
مثلا در این رابطه مى‏اندیشد كه چرا در گذشته چنین و چنان كرده؟ آیا حق داشته است فلان كار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز كه مرتكب فلان عملى مى‏شود آیا درست مى‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست‏یا ناروا ؟
در رابطه با اعتقادات: زمانى فكر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.
اندیشه افراطى:
زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول یا رد آن است‏با اینكه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزیر به دفاع از یك اندیشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏كند بدون اینكه آن مساله كوچكترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏كند بگونه‏اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏اى دست نیابد.
2- وسواس عملى:
وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد كه ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏كنیم :
شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏دانند و این بیمارى در نزد زنان رایجتر است.
رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏شود كه هیچ‏گونه نیاز مادى ندارند.
دقت وسواسى:
نمونه‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏بینیم و وضعیت فرد بگونه‏اى است كه گویى از این امر احساس آرامش مى‏كند.
شمردن:
شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همین قبیل بحساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این كه اشتباهى در این امر صورت نگیرد.
راه رفتن:
گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معین و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.
3- وسواس ترس:
صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محیط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.
4- وسواس الزام:
در این نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و یا فكرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.
وسواس در چه كسانی بروز می كند؟
الف) در رابطه با سن
تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.
ب) در رابطه باهوش:
بررسیهاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى كه داراى هوش اندك و یا با درجه ضعیف باشند بسیار كمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر كم‏هوشى شان شود.
ج) در رابطه با اعتقاد:
د) در رابطه با شخصیت و محیط:
تجارب نشان داده‏اند آنهایى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى كه والدینشان معمولا محكومشان مى‏كنند این بیمارى بیشتر دیده مى‏شود.
پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند كه شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیكى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یكسان بیشتر دیده مى‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏هاى اساسى و كلى این امر كاملا مشهود نیست.
مساله شخصیت را اگر با دامنه‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید كه این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیمارى هیسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم بمیزانى قابل توجه دیده مى‏شود.
ریشه‏هاى خانوادگى وسواس
در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه ما ذیلا به مواردى از آن اشاره مى‏كنیم.
الف) وراثت:
تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسیها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.
ب) تربیت :
در این مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:
1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان این است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران كودكى پایه‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ویژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شیوه تربیت:در پیدایش گسترش وسواس براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسیها نشان مى‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏كنند و مخصوصا والدینى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقیق مى‏خواهند و انعطاف پذیرى كمترى دارند در این رابطه مقصرند. تربیت‏خشك و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.
3- تحقیر كودك:عده‏اى از بیماران وسواسى كسانى هستند كه دائما این عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، بدرد زندگى نمى‏خورى... و از بابت عدم لیاقت‏خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم كرده است.
4- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حیات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تایید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران كودكى براى راضى كردن مربیان خود مى‏كوشیدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریك‏بینى و موشكافى وارد شوند.
5- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیریهاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد معلوم نیست عاقبت‏خوش و میمونى داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسى: بررسیها نشان داده‏اند:
- اغلب وسواسى‏ها والدین لجوج داشته‏اند كه در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسیار نشان مى‏داده‏اند.
- ایرادگیر و عیبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏كشیدند.
- خسیس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستیابى به هدفى ناگزیر به شیوه‏اى اصرارآمیز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعى مى‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (6)
درمان :
براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.
1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى‏توانند به آن اقدام كنند.
2- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را در محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مساله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسیهاى تجربى نشان مى‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مى‏شود.
3- ایجاد اشتغال و سرگرمى:تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه‏گیرى و تنهایى بیرون كشاند. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این الت‏باشد. ترتیب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.
5- شیوه‏هاى اخلاقى:رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شیرینى، بویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت:بیش از این هم گفته‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید به امر و وظیفه‏اى او را وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سریعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.
7- زیرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز اینكه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه آن را او نجس مى‏داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را وا داریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است كه در مى‏یابد هیچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.
شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:
الف) روانپزشكى:اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را براى درمان لازم مى‏بینند بكار گیرند.

بیماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكى و گاهى هم در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است ; بویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.
ب) روان درمانى:این هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روانشناس صورت مى‏گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گیرد. البته اصل بر این است كه بر اساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.
اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعالیتهاى تفریحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشاركتها در امور،... است.
ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق بجانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... .
ج - روانكاوى و روان درمانى:كه در آن تلاشى براى ریشه‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و...
.8%
sigarianنام : مَهدی سیگاریان وفاامتیاز : 3543درصد بهترین پاسخ : 13%مَهدی سیگاریان وفا (59)i

3.    87/10/2 (15:58)بجای مقاله نویسی در چند جمله برات بگم:
شما با مراجعه به روانشناس و هیپنوتراپی قابل معالجه هستید
وسواس چند نوعه که علت بوجود اومدنش بستگی به نوع وسواس داره
بیشترین وسواس در مورد بهداشت و تمیزی است که ریشه در تربیت و نیز حضور اغراق آمیز مذهب در نوع تربیت خانوادگی است.8%
afsanejunنام : افسانه محمدیامتیاز : 593درصد بهترین پاسخ : 6%افسانه محمدی (175)i

4.    87/10/2 (17:09)روانشناس نه!
بلکه روانپزشک.بگو درمان شناختی می خوای یا درمان دارویی و غیره..4%
sh_deنام : شهرام فرادرمانگر امتیاز : 193درصد بهترین پاسخ : 6%شهرام فرادرمانگر (68)i

5.    87/10/2 (18:19)سلام
وسواس با فرادرمانی خوب میشه اگه خواستی برام پیغام بذار
.0%
mehraboone_bazigooshنام : ali mehrabanامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%ali mehraban (9)i

6.    87/10/2 (23:09)salam
vasas ya hamoon OCD ( obsesive compulsive disorder ) hast ke tooo un shakhs bedoone inke ekhtiari dar anjam dadane omooor dashte bashe ooon amal ro tekrar mikone
dar morede daroohaii ke FDA aproval shodan baraie vasvas ham bayad begam ke hich kodoom OTC ya bedune noskhe nistan
hatmab ba moraje`e be yek pezeshke motakhassese asab az dr moshvarat begirin chon meghdar va nahveie masrafe darooo bayad individual ( fard be fard ) entekhab beshe
az amal kardan be dastoorati ke bazi haa inja behetoon midan ejtenab konin chon ba june khodetun bazi khahid kard age khodsar bekhaid daroo masraf konin hatta daroohaye giyahi ro ham bayad tahte nazare pezeshke marboote masraf konin ya dr e daroosaz( na inoskhepich haye darookhane ).0%
pesar_bad27نام : رضا زارعیامتیاز : 863درصد بهترین پاسخ : 19%رضا زارعی (28)i

7.    87/10/12 (10:12)وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در
برابر آن همراه است كه باید بیخیال آن شوی
.0%


ساير مطالب :
* نمونه سوالات کنکورهای گذشته و پاسخ آنها را از کجا می توانم؟
* بهترین سایت برای دانلود نرم افزارهای كوچك كاربردی برای PC
* چگونه چت كنم
* برای رفع ترک پوست که بعد از رژیم بوجود میاد باید چی کار کرد
* لینک دانلود برنامه موبایل(K750) برای گرفتن تک زنگ:
* اگزیستانسیالیست ها در مورد خداوند چه عقیده ای دارند؟
* به نظر شما اتلیه معماری چه رنگی باشه بهتره ؟؟
* از چه طریقی صدای آزار دهنده مودم خود را قطع كنید
* link downloadبرنامه HideIPیا برنامه ای در این خانواده
* سلام.من اشكالی در كامپیوتر دارم