تبليغات
فرق عشق با شهوت چیه ؟


مشخصات سوال
emliuنام : سینا محمدیامتیاز : 95درصد بهترین پاسخ : 0%سینا محمدی (2)i

11 خرداد 89 - 09:51فرق عشق با شهوت چیه ؟تاریخ ایجاد سوال : 11 خرداد 89 (09:51)تاریخ بسته شدن سوال : 27 خرداد 89تعداد بازدید :194تعداد پاسخ ها : 12طبقه بندی : علوم اجتماعی » جامعه شناسي- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
فرق عشق با شهوت چیه ؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
fbi_1993نام : شروین مدیریامتیاز : 186درصد بهترین پاسخ : 22%شروین مدیری (7)i

89/3/11 (10:01)خیلی ها در این مورد اشتباه میکنن. عشق یه علاقه شدید قلبی هست که اگه دچارش بشی هر کاری میکنی تا به معشوقت برسی... ولی شهوت این طور نیست و خیلی زود ار بین میره.... در واقع در جامعه امروزی همه دچار شهوت هستن و فکر میکنن عاشقن....30%دیگر پاسخ ها
hamed_mardanniaنام : حامد مردان نیاامتیاز : 3647درصد بهترین پاسخ : 38%حامد مردان نیا (57)i

1.    89/3/11 (17:51)م فکر میکنم سوال شما باید این باشه :
فرق سکس در عشق و شهوت چیست؟
وگرنه عشق اصولا ربط یا شباهتی به شهوت نداره
حالا جواب سوال اصلاح شده:
سکس بین افراد عاشق با لذت بیشتری انجام میشه و خوشحال کردن طرف مقابل خیلی امد نظر قرار میگیره که باعث لذت هر دو طرف میشه. همچنین بسیاری از اعمال مثل بوسیدن در شهوت لذت زیادی نداره اما بین عاشقا بسیار متفاوته.
شهوت خیلی زود گذره و معمولا سکس برای شهوت بعد از ارضای یکی یا هردونفر تموم میشه اما افراد عاشق همچنان به عشقبازی ادامه میدن که خیلی میتونه کیفیت رو بالا ببره..30%
sayan2000171نام : رضا لطفیامتیاز : 1458درصد بهترین پاسخ : 27%رضا لطفی (98)i

2.    89/3/11 (18:59)سلام
مطلبی را از دیدگاه شهید مطهری میزارم :
میان آنچه عشق نامیده می‏شود و به قول ابن سینا " عشق عفیف " ، و آنچه به صورت هوس و حرص و آز و حس تملك در می‏آید - با اینكه هر دو روحی و پایان ناپذیر است - تفاوت بسیار است . عشق ، عمیق و متمركزكننده نیروها و یگانه پرست است واما هوس ، سطحی و پخش كننده نیرو ومتمایل به تنوع و هرزه صفت است . (کتاب مسئله حجاب استاد شهید مطهری ص۱۱۴)

همانطور كه در گذشته گفتیم : عشق ، عمیق و متمركز كننده نیروها و
تقویت كننده نیروی تخیل و یگانه‏پرست است ، و اما هوس ، سطحی و پخش‏ كننده نیروها و متمایل به تنوع و تفنن و هرزه صفت است .
این نوع از عطش كه هوس نامیده می‏شود ارضاء شدنی نیست . اگر مردی در این مجرا بیفتد ، فرضا حرمسرائی نظیر حرمسرای هارون الرشید و خسرو پرویز داشته باشد پر از زیبا رویان كه سالی یك بار به هر یك نوبت نرسد ، باز اگر بشنود كه در اقصی نقاط جهان یك زیباروی دیگر هست ، طالب آن‏ خواهد شد . نمی‏گوید بس است دیگر .....
سیر شده‏ام . حالت جهنم را دارد كه هر چه به آن داده شود باز هم به دنبال زیادتر است . خدا در قرآن می‏فرماید :
« یوم نقول لجهنم هل امتعت و تقول هل من مزید »به جهنم می‏گوئیم پر شدی‏ ؟ سیر شدی ؟ می‏گوید آیا بازهم هست ؟ چشم هرگز از دیدن زیبا رویان سیر نمی‏شود و دل هم به دنبال چشم می‏رود . به قول شاعر :
دل برود ، چشم چو مایل بود
دست نظر رشته كش دل بود
در اینگونه حالات سیر كردن و ارضاء از راه فراوانی ، امكان ندارد و اگر كسی بخواهد از این راه وارد شود درست مثل آن است كه بخواهد آتش را با هیزم سیر كند .
به طور كلی در طبیعت انسانی از نظر خواسته‏های روحی ، محدودیت در كار نیست . انسان روحا طالب بی نهایت آفریده شده است . وقتی هم كه‏
خواسته‏های روحی در مسیر مادیات قرار گرفت به هیچ حدی متوقف نمی‏شود ، رسیدن به هر مرحله‏ای میل و طلب مرحله دیگر را در او به وجود می‏آورد .
اشتباه كرده‏اند كسانی كه طغیان نفس اماره و احساسات شهوانی را تنها
معلول محرومیتها و عقده‏های ناشی از محرومیتها دانسته‏اند . همانطور كه‏ محرومیتها سبب طغیان و شعله‏ور شدن شهوات می‏گردد ، پیروی و اطاعت و تسلیم مطلق نیز سبب طغیان و شعله‏ور شدن آتش شهوات می‏گردد . امثال‏ فروید آن طرف سكه را خوانده‏اند و از این طرف سكه غافل مانده‏اند . (کتاب مسئله حجاب ص۱۱۷).7%
yuesfjahanنام : یوسف جهانامتیاز : 117درصد بهترین پاسخ : 9%یوسف جهان (42)i

3.    89/3/11 (19:59)سلام
دوستان درست می گن ولی من فکر می کنم شما دچار چیزی شدی و می خوای بدونی عشقه یا نه
برای همین سه نشان عشق رو از بیان بودا برات می گم:

نشانه های عاشق بودن چیست؟ سه تاست. اولی، اغنای محض. به هیچ چیز دیگری نیاز نیست.(یعنی وقتی عشق هست دیگه هیچ چیزی نمی خواهی) دوم، آینده وجود ندارد. همین لحظه عشق ابدیت دارد، نه لحظه بعد، نه آینده، نه فردا. عشق امری است که در زمان حال رخ می دهد. و سوم، وجودت از میان برمی خیزد، دیگر وجود نداری. اگر هنوز وجود داشته باشی معنی اش این است که هنوز وارد معبد عشق نشده ای.
موفق باشی..0%
farzad3656نام : فرزاد محبیامتیاز : 1434درصد بهترین پاسخ : 8%فرزاد محبی (1)i

4.    89/3/11 (23:47)به نظر من که خیلی ساده هستش .تو عشق قلب ودلت در گیره و با ایناس که عشق و درک می کنی..ولی شهوت یه هوس زود گذره ...عشق اگه واقعی باشه ابدی و موندگاره ...ولی شهوت مثل غرایز دیگس عین خوردن و خوابیدن که انسان نیاز به غذا داره شهوت نیاز به ارضای داره.. .7%
aliyarimetalنام : علی علی یاریامتیاز : 468درصد بهترین پاسخ : 33%علی علی یاری (22)i

5.    89/3/12 (02:30)به نام او
این پرسش اگر چه تازه نیست اما پاسخ ها نیز چندان تازه نیست.
یافته های روانشناسان اینگونه می نماید که برای درک تفاوت ما بین عشق و شهوت ناچاریم تا سلسله مراتب نیازهای انسانی را بشناسیم که طبق این مدل نیازهای انسانی در 5لایه قابل بررسی است که دو لایه اول را نیازهایی پست و سه لایه بعدی را نیازهای والا می دانند.
آبراهام مازلو معتقد بود که انسان برای بقا و زنده ماندن رفتارهایش را خودآگاه و ناخودآگاه بر نیازهای پست متمرکز می سازد و پس از تثبیت نسبی بقاء ، بر آن می شود که وجود خود را بسط دهد و دست بر قضا اولین نیازی که پس از تثبیت وجود در انسان شکل می گیرد نیاز به عشق و محبت است.
طبق مدلی که از سوی مازلو ارائه شده است، شهوت نیازی در لایه های پایین سلسله مراتب نیازهاست حال آنکه نیازهای بالایی با عشق آغاز می شود.
بنابراین نیت انسان از رفتارهایی که در جهت عشق و محبت می باشد در واقع توسعه و بسط خویشتن است و اگر شما حس می کنید که نیاز دارید تا وجود خود را به وجود دیگری نزدیک کنید و گره بزنید و رابطه ای بلند مدت ایجاد کنید، مشخص می شود که منشاء نیاز شما در لایه مرتبط با عشق و محبت است حال آنکه رفتار مبتنی بر شهوت در پی کاهش تنشی است که به خاطر عدم ارضاء شکل گرفته است و در آن بسط خویشتن و گره خوردن وجود انسان با انسان دیگر مطرح نیست بلکه فقط کاهش تنش جنسی مطرح است.
البته یکی از عللی که مدل سلسله مراتب نیاز مازلو را غیر قابل اندازه گیری کرده است وجود هم پوشانی میان نیاز هاست و نمی توان از این واقعیت غافل شد که بسیاری از رفتارهای واقعی ما ریشه در بیش از یک لایه از سلسله مراتب نیاز دارد اما به هر حال روشن است که اندازه عوامل مختلف در شکل دهی رفتار انسان به ندرت ممکن است یکسان باشد و عموماً در حالت های واقعی یک لایه از نیازها اثر بیشتری بر رفتار انسان می گذارد که تشخیص آن به وسیله خود شخص امکان پذیرتر است تا آزمون های مختلفی که برای این منظور طراحی شده است..7%
vahid_sadwisنام : وحید مهرامامتیاز : 167درصد بهترین پاسخ : 25%وحید مهرام (38)i

6.    89/3/12 (22:59)خیلی سادست ، اگر واقعن عاشق کسی باشی ، نمیتونی بهش ب دید شهوت نگاه کنی. برای من که اینجوریه ،بقیه رو نمیدونم..0%
davood_ahvazنام : داوود امتیاز : 171درصد بهترین پاسخ : 7%داوود (0)i

7.    89/3/13 (14:02)عشق یعنی بدی بهش
شهوت یعنی بهت بده.15%
artin_cameramanنام : اشکان هد ایتامتیاز : 115درصد بهترین پاسخ : 6% اشکان هد ایت (26)i

8.    89/3/13 (22:27)eshgh va shahvat az yek rishe hastand monteha dar 2 jahate mokhalef
eshgh taghire shekle shahvate.. dorost mesle tabdile zoghal be almas.0%
sepraنام : سهیلا آزادامتیاز : 203درصد بهترین پاسخ : 6%سهیلا آزاد (19)i

9.    89/3/14 (21:17)برای آقایان هیچ فرقی نداره.0%
iran_750نام : مریم پاییزیامتیاز : 40364درصد بهترین پاسخ : 11%مریم پاییزی (59)i

10.    89/3/21 (17:38)سلام
با پاسخگو 1 موافق هستم.0%


چرا خدا عقل بالاتر از قلب و قلب بالاتراز شهوت قرار داده درحا


مشخصات سوال
jalil61نام : جلیل اامتیاز : 95درصد بهترین پاسخ : 0%جلیل ا (11)i

26 دی 86 - 23:50چرا خدا عقل بالاتر از قلب و قلب بالاتراز شهوت قرار داده درحالیكه اكثر انسانهای امروزین برعكس استفاده میكنند؟تاریخ ایجاد سوال : 26 دی 86 (23:50)تاریخ بسته شدن سوال : 12 بهمن 86تعداد بازدید :169تعداد پاسخ ها : 8طبقه بندی : علوم اجتماعی » انسان شناسي- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.

عنوانوضعیت
نمایش برای همه
دوستان
چرا خدا عقل بالاتر از قلب و قلب بالاتراز شهوت قرار داده درحالیكه اكثر انسانهای امروزین برعكس استفاده میكنند؟ 








ایجاد علامتبهترین پاسخ
p_akhlaghiنام : پاسخگوی اخلاق و تربیتامتیاز : 2385درصد بهترین پاسخ : 53%پاسخگوی اخلاق و تربیت (274)i

86/10/27 (00:54)برای اینكه معنویات نخست از طریق عقل ادراك می‌گردد و سپس قلب پذیرای آنها می‌شود. بنابر این عقل از قلب و قلب از شهوات بالاتر است و البته هر یك در جای خویش نیكو و بجا هستند لكن تعدیل و لزوم محدود نمودن تمایلات درونی از جهات عقلی، علمی، تربیتی، اخلاقی، بهداشتی، اجتماعی و خلاصه از نظر ضرورت زندگی نیز یك اصل قطعی و غیر قابل تخلف است.آدمی برای نیل به یك زندگی سالم و مرفّه ناچار است از خواهش‏های ناروای خویش چشم بپوشد و از اعمال غیر انسانی اجتناب نماید.بشر هرگز نمی‏تواند با لجام گسیختگی و آزادی بی قید و شرط خواهش‏های نفسانی، به حیات فردی و اجتماعی خود ادامه دهد و موجبات رستگاری خویش را فراهم آورد.
یكی از تمایلاتی كه در نهاد نسل جوان وجود دارد، سجایای اخلاقی و صفات انسانی است. جوان به فطرت طبیعی خود مایل است انسان واقعی باشد، به پاكی و شرافت زندگی كند واز سعادت حقیقی برخوردار گردد، بدون تردید ارضای این خواهش و نیل به این هدف نورانی وقتی میسر است كه آدمی از گناه و ناپاكی اجتناب كند و خواهش‏های ضد انسانی را سركوب نماید.
علی (ع) می‏فرماید: "كسی كه مكارم اخلاقی و سجایای انسانی را دوست دارد باید از گناه و نادرستی بپرهیزد؛ زیرا مكارم اخلاق با گناه كاری و عصیان، ناسازگار است. غریزه شهوت، انتقام جویی، حب مال و ثروت، تمنای قدرت و مقام و سایر تمایلاتی كه در نهاد بشر وجود دارند باید تعدیل شده و دور از افراط و تفریط اعمال گردند و برای از بین رفتن تضاد تمایلات، لازم است هر خواهش به قدری ارضا شود كه باعث سركوبی سایر تمایلات نشود و منافی با سعادت و رستگاری آدمی نباشد.
علی(ع) فرموده است: چه بسا لذت پس و ناچیزی كه آدمی را از نیل به درجات عالیه انسانی باز داشته و سد راه سعادت شده است. اما كو گوش شنوا ؟ آری باید بر بشر تاسف خورد ...!!!.66%دیگر پاسخ ها
hitler_2008نام : محمد جمال زادهامتیاز : 133درصد بهترین پاسخ : 11%محمد جمال زاده (13)i

1.    86/10/27 (16:29)سلام جلیل خان
اگه اجازه بدین یه مقدمه بگم بعد جواب بدم!
نمی دونم از کجا این دلیل رو آوردین
چون
با وجود اینکه امام کاظم (ع)در حدیث خودشون عقل رو هم راستای ائمه و پیامبران قرار داده
(عقل جایگاه شناخت و معرفت است)
اما قلب جایگاهِ ایمانِ
همیشه این قلبه که راه صحیح رو نمایش میده
این قلبه که جایگاه خداست
خدا قلب رو جایگاه عشق قرار داده نه عقل رو.
و همین قلبه که شیطان گفت:
"به خدا قســم از همه جای انسان نمونه ای دیده بودم و برایم اشنا بود ولی این قلب بود که برایم نا اشناست و گفت اگر خلیفه ی خدا این انسان باشد،به سبب همین قلب اوست!!"
در مورد بالاتر بودن قلب و عقل از شهوت شکی نیست
در مورد سوالتون:
فقط میتونم دلیل کج فهمی و بالاتر در نظر گرفتن شهوت رو توضیح بدم
همیشه در جوامع؛مخصوصا جوامعی با پیشینه تاریخی بلند؛انحرافاتی به وجود میاد مثلا شهوت رو برتر گرفته و عقل رو دنباله رو شهوت قرار بدن.
این انحراف میتونسته تو همون ابتدا با امر به معروف و نهی از منکر حذف بشه.
اما وقتی که ذهن و فکر خراب شد وشهوت قوی شد باید فداکاری و ایثار صورت بگیره تا این مشکل و انحراف ترمیم بشه.
اگه یه نفرعقلش پیرو شهوتش باشه، شهوتش ارضا نمیشه
یه مثال از دبیر سال اول دبیرستانم واسه شما بگم:
استاد گفتن"اگه مرد شهوتی،یه پیرزن رو تو خیابون ببینه از این سر خیابون تا ته خیابون با نگاهش دنبالش میکنه،اما اگه یه خانم رو بزاری رو سینی تحویلش بدی چندان میلی نداره و شهوتش رفع نمشه"
خوب
زیادی حرف زدم.
تونسته باشم کمکی بکنم
.6%
sattar_83نام : امید سلطانیامتیاز : 184درصد بهترین پاسخ : 6%امید سلطانی (4)i

2.    86/10/27 (21:24)
1. 86/10/27 (00:54)
پاسخگو : برای اینكه معنویات نخست از طریق عقل ادراك می‌گردد و سپس قلب پذیرای آنها می‌شود. بنابر این عقل از قلب و قلب از شهوات بالاتر است و البته هر یك در جای خویش نیكو و بجا هستند لكن تعدیل و لزوم محدود نمودن تمایلات درونی از جهات عقلی، علمی، تربیتی، اخلاقی، بهداشتی، اجتماعی و خلاصه از نظر ضرورت زندگی نیز یك اصل قطعی و غیر قابل تخلف است.آدمی برای نیل به یك زندگی سالم و مرفّه ناچار است از خواهش‏های ناروای خویش چشم بپوشد و از اعمال غیر انسانی اجتناب نماید.بشر هرگز نمی‏تواند با لجام گسیختگی و آزادی بی قید و شرط خواهش‏های نفسانی، به حیات فردی و اجتماعی خود ادامه دهد و موجبات رستگاری خویش را فراهم آورد.
یكی از تمایلاتی كه در نهاد نسل جوان وجود دارد، سجایای اخلاقی و صفات انسانی است. جوان به فطرت طبیعی خود مایل است انسان واقعی باشد، به پاكی و شرافت زندگی كند واز سعادت حقیقی برخوردار گردد، بدون تردید ارضای این خواهش و نیل به این هدف نورانی وقتی میسر است كه آدمی از گناه و ناپاكی اجتناب كند و خواهش‏های ضد انسانی را سركوب نماید.
علی (ع) می‏فرماید: "كسی كه مكارم اخلاقی و سجایای انسانی را دوست دارد باید از گناه و نادرستی بپرهیزد؛ زیرا مكارم اخلاق با گناه كاری و عصیان، ناسازگار است. غریزه شهوت، انتقام جویی، حب مال و ثروت، تمنای قدرت و مقام و سایر تمایلاتی كه در نهاد بشر وجود دارند باید تعدیل شده و دور از افراط و تفریط اعمال گردند و برای از بین رفتن تضاد تمایلات، لازم است هر خواهش به قدری ارضا شود كه باعث سركوبی سایر تمایلات نشود و منافی با سعادت و رستگاری آدمی نباشد.
علی(ع) فرموده است: چه بسا لذت پس و ناچیزی كه آدمی را از نیل به درجات عالیه انسانی باز داشته و سد راه سعادت شده است. اما كو گوش شنوا ؟ آری باید بر بشر تاسف خورد ...!!!
.6%
rnnfs1نام : رامین .امتیاز : 1396درصد بهترین پاسخ : 23%رامین . (1)i

3.    86/10/28 (00:41)سلام دوست عزیز
خلقت وجودی انسان را نگاه کنید. سر که مغز و قدرت تفکر در ان موجود است در بالاترین نقطه بدن است و خدا ان را سرور بدن قرار داده است. قلب به عنوان معاونت این سرور در یک رده پایین تر قرار دارد. و شهوت در پایین ترین مقام است.
ولی متاسفانه گاهی برخی افراد در تصمیم گیری ها از پایین به بالا تصمیم می گیرند که تصمیماتشان شیطانی است.
پیروز باشید
.6%
sad_deghنام : صادق صفریامتیاز : 100درصد بهترین پاسخ : 0%صادق صفری (3)i

4.    86/10/28 (11:25)من که کاملآ بر عکس فکر می کنم !!.0%
mohammad_hiنام : محمد حسینیامتیاز : 202درصد بهترین پاسخ : 10%محمد حسینی (56)i

5.    86/11/1 (15:46)انسان سرشار از نمادهاست واین نشانه ایست به سوی خودشناسی:
عده ای از بالا به پایین نگاه میکنند و عدهای از پایین به بالاو ...
از بالا:انسان عاقل پس از مدتی دل رو میشناسه عاشق میشه و بعد در گیر شهوات میشه
از پایین: آدم شهوت ران خسته و درمونده به بالا نگاه میکنه دل رو میبینه ، عشق رو درک میکنه و نهایتا به عقل کل میرسه
از روبرو:صفات خدایی در بالا-صفات انسانی در وسط و صفات حیوانی در پایین هستی قرار دارد
از پشت سر :هر چیزی ممکنه...وهیچ چیزی قابل پیش بینی نیست.6%
arina751نام : آریوش آبامتیاز : 214درصد بهترین پاسخ : 23%آریوش آب (18)i

6.    86/11/2 (00:16)سلام دوست عزیز
در همه حالات انسان و موجودات و اشیائ و سیارات اگر توجه کنیم نظم خاصی حاکم است.که موجب تداوم جهان هستی است . اما در انسان دو بعد وجود دارد .یکی بعد روانی و روحی انسان می باشدکه همگی در مغر انسان است و عقل نیز بخشی از مغز است و تمام فعالیتهای اعضای بدن دراختیار مغز است
و دل یا الت سکس انسان هیچ گونه حافظه یا قوه تصمیم گیری ندارد.و تمامی اعضای انسان وسیله ادامه حیات و رشد و تعالی
مغز می باشند.بعد دوم بقیه اعضای بدن که جسم می باشند.
از منظر دیگر بر اساس هرم مازلو انسان اول نیازهای حیاتی اش بایستی بر آورده شود. بعد نیاز های جنسی و بعد از گذر از این مراحل می تواند به تعالی و تکامل برسد
پس انسانی که گرسنه است و سکس هم نکرده و به تعلقات
قلبی و عشق مجازی هم نرسیده هیچ وقت نمی تواند انسان عاقلی باشد.
در ضمن این ترتیب هم بیشتر سفسطه می باشد تا فلسفه ای
جهت بهتر زیستن انسان.6%
mahdieh_nosratiنام : سکوت امتیاز : 1179درصد بهترین پاسخ : 14%سکوت (18)i

7.    86/11/9 (08:05)کی گفته خدا چنین رتبه بندی کرده؟ما کیفیات زندگی رو تنها از پله عشق می توانیم تجربه کنیم اشتیاق به خدا و حرکت به سوی او از روی پله عشق است در صورتی که کمیات و دنیای مادی از روی پله عقل درک می شوند شما برای درک مزه سیب نمی تونی ان را توصیف کنی تا خود شخص ان را بچشد و درک کنه برای درک حس حضور و حرکت به سوی کمال هم شما باید روی پله عشق باشی که بتوانی ان را تجربه کنی پس عش بالاتر از عقله عقل اسیر دنیای مادی و دو دوتا چهارتاست..0%


ساير مطالب :
* استفاده از موكن های برقی (اپی لیدی ) رو برای آقایون توصیه می
* برای موخوره مو باید چیکار کرد
* محصولات clinique
* با 5 تومان پول چه مغازه ای می شه راه انداخت که سودش بالا باش
* دفترچه کنکور کاردانی به کارشناسی دانشگاه آزاد کی میاد؟
* بهترین بازیکن سال امسال اروپا ازنظر شما؟
* كلینیك فوق تخصصی نازایی كجا هست
* یه بازی اکشن به من معرفی کنین
* max pein 3 اومده؟ 4 چی؟
* مشکل در دیدن پوشه های مخفی و به روز رسانی